حکمراني خوب شهري [1] *
حکمراني چيست ؟
مفهوم حکمراني پيچيده ومناقشه برانگيز است . پيش از آنکه به حکمراني خوب بپردازيم بايد ديد که حکمراني چيست ؟ از نظر برنامهي توسعه سازمان ملل متحد[2] (UNDP) حکمراني عبارتست ا ز استفاده از اختيارات قانوني در حوزه هاي سياسي ، اقتصادي و مديريتي ( اجرايي) براي اداره امور کشور در همهي سطوح آن . حکمراني در بر گيرندهي سازو کارها ، فرايندها و نهادهايي است که از طريق آنها شهروندان منافع خود را مطالبه مي نمايند ، حقوق قانوني خود را مي طلبند و اختلافات خود را حل وفصل مي نمايند .
اين تعريف از دو منظر قابل بررسي است . اول آنکه حکومت با حکمراني تفاوت دارد . حکمراني به عنوان يک مفهوم به وجود قدرت در داخل و خارج از چارچوب رسمي اختيارات قانوني و نهادهاي دولتي اذعان دارد . در بسياري از دسته بنديها حکمراني شامل حکومت ، بخش خصوصي و جامعهي مدني است . دوم ، تأکيد حکمراني بر فرايند است . حکمراني بيان مي دارد که تصميمات اتخاذ
شده بر اساس روابط پيچيده مابين کنشگرهاي مختلف با اولويتهاي متفاوت شکل مي گيرند .
در واقع اين فرايند تصميم گيري و اجراي آنهاست که شکل دهنده حکمراني مي باشد . آنچه از اهميت بالا برخوردار است وجود عوامل رسمي و غير رسمي در حکمراني است . در سطوح مختلف حکومتي اين عوامل متفاوتند . نخبگان و مدیران ارشد دولتی و گروههای و مافیا و اقشارآسیب پذیر نمونه هایی از این عوامل به شمار می آیند .
حکمراني خوب داراي 8 مؤلفه اصلي است . اين مؤلفه ها عبارتند از مشارکتي بودن ، اجماع محوري ، پاسخگويي ، شفافيت ، مسووليت پذيري ، کارايي و اثر بخشي ، جامعيت وعدم تبعيض ميان شهروندان و نهايتاً حاکميت قانون . حکمراني خوب تضمين کننده کمينه شدن فساد ، احترام به نظر اقليتها و اقشار آسيب پذير در انجام تصميم گيري است . همچنين حکمراني خوب در قبال نيازهاي کنوني و آينده جامعه مسوول است . اکنون به بررسي تک تک اجزاي آن مي پردازيم .
الف - مشارکتي بودن .
مشارکت سنگ بناي اصلي حکمراني خوب به شمار مي رود . مشارکت مردم مي تواند به صورت مستقيم و يا از طريق نهادهاي مشروع واسط ميان دولت و آنها يا نمايندگان منتخبشان باشد . البته بايد دقت کرد که ايجاد دموکراسي الزاماً به معناي دخيل ساختن توقعات و انتظارات اقشار آسيب پذير در اتخاذ سياستها[3] نيست بلکه مشارکت بايد سازماندهي شده باشد و از طريق ابزارهاي تعريف شده محقق مي گردد.
ب – حاکميت قانون[4]
حاکميت خوب نيازمند چارجوبهاي قانوني بي طرفانه ايست که غير مغرضانه اجرا شوند . خصوصاً بايد حقوق بشر و در رأس آن حقوق اقليتها حفظ گردد . اجراي بي طرفانه قانون تنها با وجود سيستم قضايي مستقل و نيروي پليس سالم انجام پذير است .
ج - شفافيت [5]
شفافيت به معناي اتخاذ تصميمات و اجراي آنها مطابق قوانين ومقررات است . همچنين به معناي دسترسي آزاد مردم به اطلاعاتي است که مي تواند بر زندگي آنها تأثير گذار باشد . در اين راستا بايد اطلاعات کافي تهيه گردد و به صوررت قابل فهم در اختيار عموم قرارداده شود .
د – مسووليت پذيري [6]
در حکمراني خوب سازمانها و نهادها بايد در خدمت ذينفعان باشند و در قبال وظايف محوله مسوول باشند . هر مشکل يا بحران در سطح جامعه مي بايست توسط سازمان و بخش مربوطه مديريت شود و هيچ معضلي وجود نداشته باشد که کسي خود را در قبال آن مسوول نداند . فرافکني و تئوري دشمن فرضي از جمله مواردي هستند که همواره براي فرار از مسووليت پذيري به کار گرفته شده اند .
ه - اجماع[7] محوري
در سطح جامعه کنشگران زيادي با نقطه نظرات مختلف حضور دارند . حکمراني خوب مي بايست منافع متفاوت گروههاي گوناگون را با دستيابي به يک اجماع گسترده فراهم نمايد . تصميم گيري مبتني بر اجماع فرايندي است که در آن قدرت شخصي و کنترل اطلاعات تابع بحث باز و صادقانه پيرامون موضوعات است ( الواني ، دانايي فرد – 1380 ) . اجماع محوري نيازمند درک درستي از دورنماي بلند مدت توسعه انساني پايدار و شيوه رسيدن به اهداف دراين نوع از توسعه است .
و - تساوي حقوق و جامعيت[8] در حکمراني
رفاه و سلامت در يک جامعه زماني بوجود مي آيد که تمام اعضاي آن احساس کنند در جريان تحولات آن قرار دارند و به نوعي خود را عضو تأثير گذار پندارند . اين موضوع جز با ايجاد فرصت براي اقشار آسيب پذير جهت بهبود وضعيت رفاه و آسايش خود ميسر نمي شود .
ز - پاسخگويي [9]
پاسخگويي يک نياز کليدي براي حکمراني خوب به شمار مي رود . نه تنها نهادهاي دولتي، بلکه بخش خصوصي و سازمانهاي غير انتفاعي و غير دولتي نيز بايد به عموم مردم ، خاصه ذينفعان خود ، پاسخگو باشند . اينکه پاسخگويي از طرف چه کسي و به چه فردي است بر حسب نوع تصميمات و فعاليتهاي سازمانها و افراد متغير است . در حالت کلي هر سازماني در قبال کساني که بوسيلهي کارهاي انجام شده توسط سازمان تأثير مي پذيرند ، پاسخگوست. نکتهي مهم اينجاست که پاسخگويي تنها از طريق اعمال شفافيت و حاکميت قانون اجرايي مي شود .
ح - کارآيي واثر بخشي [10]
حکمراني خوب
اضافه شدن لغت "خوب" سبب پيچيده تر شدن اوضاع مي گردد . افراد ، سازمانها ، حکومتها و حاکمان حوزه شهري هر کدام با توجه به منافع و تجارب خود اقدام به ارائه تعريفي از حکمراني خوب مينمايند . از ديدگاه کميته اسکان سازمان ملل (UN-متحدHabitat) ، برنامه ريزي استراتژيک و فرايند تصميم گيري فراگير کليد هاي اصلي در حکمراني خوب و پايدار در شهرها به شمار مي روند . از نظر اين کميته :
(( حکمراني شهري مجموعه اي از افراد ، نهادها ، بخش عمومي و خصوصي است که امور شهر را برنامه ريزي کرده و اداره مي نمايند . در واقع فرايندي مستمر از تطبيق و همسو سازي منافع متضاد و متفاوت افراد و گروههاست . اين فرايند شامل نهادهاي رسمي و غير رسمي و نيز سرمايه اجتماعي شهروندان است . حکمراني شهري پيوندي نا گسستني با رفاه شهروندان دارد . حکمراني خوب شهري بايد شهروندان را در دسترسي به مزاياي شهروندي ياري رساند . ))
حکمراني خوب به معناي آنست که فرايندها و نهادها در راستاي نياز جامعه عمل کنند و بهترين استفاده را از منابع بنمايند . مفهوم کارآيي در زمينه حکمراني خوب در بر گيرنده استفاده صحيح از منابع طبيعي در جهت توسعهي پايدار و حفاظت از محيط زيست نيز هست و فقط به معناي فني کارآيي نيست .
1 – Good Urban Governance
2 – United Nation Development Program
* حاکميت مطلوب و حکمرواني مطلوب نيز گفته شده است.
3 - Populism
4 - Rule of Law
5 – Transparency
6 - Responsiveness
7 – Consensus oriented
8 - Inclusiveness
9 - Accountability
10 - Efficiency and Effectiveness
|
-نخبگان عرصه شهري
- مديران ارشد دولتي
- اعضاي شوراي شهر
-اتحاديه ها ،
-کارآفرينان کوچک |
-مافيا
-کارگران روز مزد
- زنان و بچه ها
-کارمندان رده پايين دولتي |
|
-مديران مياني بخش دولتي
NGO- متخصصين
CBO- کارمندان بخش خصوصي
|