ذکر چند نکته برای اهالی پایان نامه ضروری است:
اول. تاییدیه تحصیلی
تاییدیه ی تحصیلی، تاییدیه ای است که از محل قبلی تحصیل شما به محل جدید ارسال می گردد.
بدون وجود این تاییدیه، کارشناسان اداره ی تحصیلات تکمیلی دانشکده، به شما «فرم درخواست تعیین داور» را نمی دهند.
پس قبل از هر چیز، همین طوری بروید پیش کارشناس گروه و بپرسید که تاییدیه تحصیلی تان آمده یا نه. یا اگر گفت برو بعدا بیا، بگویید فرم درخواست تعیین داور می خواهم! مجبور می شود برود نگاه کند!
اگر تاییدیه تحصیلی تان نیامده باشد -که به احتمال زیاد نیامده است- باید بروید به آموزش کل و به کارشناس مربوطه مراجعه کنید (کارشناس مربوط به ما آقای زرینی است. دهکده المپیک، ساختمان ریاست، طبقه دوم) که به شما نامه ای از دانشگاه علامه به دانشگاه دوره لیسانس شما می دهد که لطفا تاییدیه تحصیلی فلانی را بدهید. لازم است بدانید که این تاییدیه محرمانه است و آن را پست می کنند و به دست شما نمی دهند. قاعده اش این است که نامه ی درخواست را هم پستی بفرستند. ولی کارشناس خودمان به ما لطف می کند و نامه ی درخواست را به دست خودمان می دهد که بتوانیم سریع تر پیگیری اش کنیم.
در دانشگاه دوره لیسانس، پرونده تان را می کشند بیرون و نگاه می کنند تا ببینند نواقص ات چیست. کپی شناسنامه یا تاییدیه دیپلم یا ...
اگر تاییدیه تحصیلی مدرک پیشین (یعنی دیپلم) نیامده باشد، خودش اول دردسر است. باید دنبال آن هم بدوید. یا از طریق درخواست به اداره ی پست که فرم های استاندارد برای این کار دارد و یا از طریق مراجعه به منطقه آموزش و پرورش. به هر حال، ما که دیپلممان نیامده بود، رفتیم اداره ی پست و فرم را پر کردیم و اصل رسید را به دانشگاه لیسانسمان دادیم. یعنی ننه من غریبم بازی در آوردیم و عز و التماس کردیم تا از ما قبول کردند(به جای اصل تاییدیه).
اما این هم کافی نبود. باید بروید دفترخانه اسناد رسمی، تعهد محضری بدهید که حاضرید دو برابر سنواتی که تحصیل رایگان کرده اید، برای دولت کار کنید. یعنی یک تمپلیتی از دایره حقوقی دانشگاه دوره لیسانس به شما می دهند که آن را می برید محضرخانه به همراه دو ضامن معتبر که یا باید کارمند دولت باشند یا دارای جواز کسب معتبر، بروید محضر و امضایشان را به عنوان ضامن بگیرید. این هم راحت نیست و وقت گیر است.
این کارها را که کردید، دوباره می روید به دانشگاه دوره لیسانس و تعهدنامه و تاییده دیپلم (یا اصل قبض پست) را تحویل می دهید و عز و التماس کافی را مبذول می دارید تا راضی شوند کار شما را زودتر انجام دهند.
من رسما دهانم مسواک شد، تا توانستم همه ی این کارها را در یک روز انجام دهم. بیش از 2000 پله را دویدم. (گند بزنن به دانشگاه شهید بهشتی که همش کوه و تپه و سربالایی است!)
معمولا نامه ها که حاضر می شود را می دهند یک آبدارچی، یا یک مامور رده پایین ببرد به پست خانه. می توانید دم ِآن آقا را هم ببینید، بلکه در کار شما تسریع ایجاد بکند.
تاییدیه تحصیلی که آمد، تازه به شما یک فرم ناقابل می دهند:
دوم. تعیین داور
کارهایتان را که کردید و ده بار پیش استاد داور و چند بار پیش استاد مشاور رفتید و ...، در نهایت که کارتان مقبول استاد افتاد و تدوین پایان نامه تان که تمام شد، می گویند برو «فرم تعیین داور» را بگیر بیاور!
فرم درخواست تعیین داور برای پایان نامه که باید به تایید کارشناس مربوطه ی اداره آموزش، استاد راهنما، استاد مشاور و گروه تحصیلی برسد (برای رشته ما به ترتیب سرکار خانم رحمانی، استاد راهنما، استاد مشاور، و «گروه محترم مدیریت دولتی و شهری») و سپس باید به تایید «شورای تحصیلات تکیملی دانشکده» برسد و داور پایان نامه تان تعیین شود. شورایی که دو هفته یک بار تشکیل جلسه می دهند.
فعلا، سرکار خانم صابریان، مسئول تنظیم دستور جلسات و منشی جلسات مزبور است و در نهایت، فرم درخواست تعیین داور که توسط گروه محترم تایید شده را ایشان می گذارد روی پایان نامه و به جلسه «شورای تحصیلات تکمیلی دانشکده» می برد. لذا نقش ایشان در این مساله پر رنگ است.
البته ایشان وظایف قانونی را همواره به نحو احسن انجام داده اند و اگر شما مرتب و منظم بوده باشید، نیازی به همکاری خاصی از کسی نخواهید داشت. اما اگر کارتان گیری داشته باشد یا ضرورت زمانی شدیدی داشته باشد، همکاری خارج از وظیفه (و از روی لطف و در عین حال کاملا قانونی) ایشان می تواند در جلو افتادن کار شما کمک شایانی بکند. من بسیار دیده ام که برخی دوستان به ایشان و سایر کارشناسان اداره آموزش کم لطفی می کنند و برخوردشان با این عزیزان مناسب نیست. و این به نفع هیچ کس نیست. و به وقتش، ضررش را نیز می چشند.
خدای ناکرده سخن در تملق و باج دهی یا کاری بر خلاف قانون نیست. بلکه در داشتن نگاه دوستانه است. دیده ام که برخی دوستان نگاه تحقیر آمیز و مصغری به کارمندهای اداره مزبور دارند و رفتارشان هم خوب نیست. خوب است بدانند که این عزیزان نیز کمینه دارای مدرک کارشناسی هستند و با فضای دانشگاه، نا آشنا نیستند و در عین حال، با یک کارمند ساده ی بانک تفاوت دارند. پس خوب است به ایشان -و اصولا هر شخص دیگری، چه نفعی برای ما داشته باشد و چه نداشته باشد- احترام بگذاریم و ملاحظه داشته باشیم.
ذکر این نکته نیز ضروری است که اساتید محترم راهنما و مشاور، با امضای این فرم، کار شما را تایید نهایی کرده و اعلام می دارند که شما آماده ی دفاع کردن هستید. پس، اگر استادی این فرم را امضا کند، تایید کرده که جز برخی جزئیات، مشکل دیگری در کار شما نمی بیند. این است که گرفتن این امضا نیز می تواند یک خوان دیگر محسوب گردد.
دیگر این که مدیر گروه یا استاد راهنما، در پشت همین فرم، دو داور پیشنهاد می کنند که اگر آن دو داور در گروه تایید شدند، یکی از آن ها (معمولا اولی) در جلسه شورای تحصیلات تکمیلی دانشکده به عنوان داور تعیین و به شما ابلاغ می گردد تا پایان نامه را به ایشان برسانید و برای تعیین زمان دفاع هماهنگی کنید.
به هر روی، پس از تایید «شورای تحصیلات تکمیلی دانشکده» و تعیین داور، به شما فرم دیگری داده می شود برای «تعیین زمان و ساعت جلسه ی دفاع».
ساعتی که باید مورد توافق شما و اساتید راهنما/مشاور/داور باشد.
و در نهایت، جلسه ی دفاع است که مهم است و خوان یکی مانده به آخر!
*
در مورد بقیه خوان ها، بعدا خواهم نوشت.
*
جدای از همه ی این ها، بنده نمی دانم این روش را ما از کجایمان در آورده ایم. کجای دنیا در دوره فوق لیسانس جلسه دفاعیه دارند، آن هم با این دنگ و فنگ.
از آن بدتر، بنده یک هفته ی تمام دنبال اراجیف اداری می دویدم. در اوج زمانی که نیاز به تمرکز برای تکمیل کار علمی و تدوین مقاله ام داشتم، مجبور به دوندگی های بی حاصل اداری بودم:
بدو کپی بگیر! منت آبدارچی را بکش که پرونده را بیاورد! برو بخش حقوقی معطل خانم منشی بنشین که یک فرم تمپلیت بهت بدهد! برو ...! یعنی اراجیفی که هیچ ربطی به علم و دانش ندارد.
در هیچ جای دنیای پیش رفته امروز من سراغ ندارم که برای دوره ارشد، چنین بساطی به پا باشد.
خدا را شکر در اقصا بلاد دنیا دوست و رفیق داریم که در دوره های ارشد و دکتری مشغول به تحصیل هستند و گزارشی که آن ها از پایان نامه هاشان داده اند، کاملا با این بساط مضحکی که ما در دانشگاه هایمان داریم، متفاوت است.
حداکثرش شما مقاله ای ارائه می کنی و یک فایل پاورپوینت رویش. ارائه می کنی هم یعنی تحویل سوپروایزر می دهی. دو نفر استاد دیگر هم رویش نظر می دهند و نمره ات را می گیری. این دمبل و دستک پایان نامه در دوره ارشد را من نمی فهمم دیگر چیست!
حالا بگذریم!