کرم نما  وفرود آ  که خانه خانه توست!

المنة لله که در میکده  وا شد !
چه عجب !
خیر مقدم !
الحمدلله در روز های پایانی ترم پایانی ما ؛ اولین پست  از دوستان ورودی 86  در این ویلاگ گذاشته شد تا  راهی که توسط 85ها شروع شد بی رهرو نماند؛«هر پرچمی که از دست سرداری فرو افتد ، سرداری دیگر آن در دست بگیرد و نام این بوم بر ستاک عالم بگستراند !!»
آقای عراقی عزیز!

مقدمتان گرامی و قامتتان استوار ؛ به قول حضرت حافظ :

خوشا دمی که درآیی و گویمت به سلامت / قدمت خیر قدوم نزلت خیر مقام

بعدت منک و قد صرت ذائبا کهلال / اگر چه روی چو ماهت ندیده​ام به تمامی

امید که این ماراتن امدادی نهایتا" به سرمنزلی برسد که شایسته است
دست همه تان   را می بوسم به شوق و  غبار گذارتان را  توتیای چشم  میکنم به عشق  ؛ تا چراغ این خانه را بی فروغ مگذارید, بعونه و مدده
 
یا رب این قافله را لطف ازل بدرقه باد *** که ازو خصم به دام آمد  و معشوق به کام

شاید این آخرین پست من باشد؛ کسی چه میداند؛
 شاید فردا که آخرین امتحان را بدهم دیگر  مرا به خیر  و  مدیریت شهری  را به سلامت !
کاشکی روزگار وصل تو آخر نداشت !

شاید هم این حلقه انس  بپاید تا  زمین بر پاست  و  تا  دلی که می تپد به عشق این وطن  و تا روزگاری  که  راستمردی  کمر راست کند  و  کار این دیار به راستی  و سلامت آورد آنچنان که سزاست

یاعلی
...اما نه ؛ یک حرف دیگر ...
آقای دکتر غلامرضا کاظمیان نازنین
تا عمر دارم مخلصتم؛ دست بوستم ؛ عاشق وجنات و کمالات و چهره مهربان و مصممت ام
دعاگوی سلامتی  و  آرزومند عیش مدامتم
عمرت دراز  و روزگارت سرفراز
حالا بازم ... یاعلی

خلاصه فصول کتاب فرهنگ شناسي

سلام دوستان
آقاي مهندس شهسواري زحمت کشيدند خلاصه پنج فصل کتاب فرهنگ شناسي را که توسط دانشجويان ارشد مديريت شهري دانشگاه تهران (که اونها هم با استاد دکتر فرهنگي کلاس دارند ) خلاصه شده است به من دادند تا براتون ايميل کنم . يه کم غلط غلوط تايپي و املايي داره و لي اگه کتاب را يه دور خونده باشيد قطعا" ميتونه خلاصه مفيدي تلقي  بشه .
اگه خواستين به ميل باکستون يه سري بزنيد!!
البته قرار بود خانم سپاهاني خلاصه اي را که از فصل جهاني شدن تهيه کردن در اختيار بقيه بگذارند که احتمالا" اين دفعه چون يکي دوهفته قبل از امتحانات اصفهان بودند ،هنوز از حس و حال و آب و هواي اصفهان خارج نشدند!!
توفيق يارتان

استدلال به روش ديالکتيک سقراطي !!


 


جواب يك دانشجوی دانشگاه واشينگتن به يک سؤال امتحان شيمی آنچنان جامع و کامل بوده که توسط پروفسورش در شبکهء جهانی اينترنت پخش شده و دست به دست ميگرده خوندنش سرگرم‌کننده است
 
پرسش: آيا جهنم اگزوترم (دفع‌کنندهء گرما) است يا اندوترم (جذب‌کنندهء گرما)؟ 
 
اکثر دانشجويان برای ارائهء پاسخ خود به قانون بويل-ماريوت متوسل شده بودند که می‌گويد حجم مقدار معينی از هر گاز در دمای ثابت، به طور معکوس با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود متناسب است. يا به عبارت ساده‌تر در يک سيستم بسته، حجم و فشار گازها با هم رابطهء مستقيم دارند
 
اما يکی از آنها چنين نوشت
 
اول بايد بفهميم که حجم جهنم چگونه در اثر گذشت زمان تغيير می‌کند. برای اين کار احتياج به تعداد ارواحی داريم که به جهنم فرستاده می‌شوند. گمان کنم همه قبول داشته باشيم که يک روح وقتی وارد جهنم شد، آن را دوباره ترک نمی‌کند
پس روشن است که تعداد ارواحی که جهنم را ترک می‌کنند برابر است با صفر
برای مشخص کردن تعداد ارواحی که به جهنم فرستاده می‌شوند، نگاهی به انواع و اقسام اديان رايج در جهان می‌کنيم. بعضی از اين اديان می‌گويند اگر کسی از پيروان آنها نباشد، به جهنم می‌رود. از آن جايی که بيشتر از يک مذهب چنين عقيده‌ای را ترويج می‌کند، و هيچکس به بيشتر از يک مذهب باور ندارد، می‌توان استنباط کرد که همهء ارواح به جهنم فرستاده می‌شوند
با در نظر گرفتن آمار تولد نوزادان و مرگ و مير مردم در جهان متوجه می‌شويم که تعداد ارواح در جهنم مرتب بيشتر می‌شود. حالا می‌توانيم تغيير حجم در جهنم را بررسی کنيم: طبق قانون بويل-ماريوت بايد تحت فشار و دمای ثابت با ورود هر روح به جهنم حجم آن افزايش بيابد. اينجا دو موقعيت ممکن وجود دارد
 
۱) اگر جهنم آهسته‌تر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج بالا خواهند رفت تا جهنم منفجر شود
۲) اگر جهنم سريعتر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج پايين خواهند آمد تا جهنم يخ بزند
 
اما راه‌حل نهايی را می‌توان در گفتهء همکلاسی من ترزا يافت که می‌گويد: «مگه جهنم يخ بزنه که با تو ازدواج كنم!» از آن جايی که تا امروز اين افتخار نصيب من نشده است (و احتمالاً هرگز نخواهد شد)، نظريهء شمارهء ۲ اشتباه است: جهنم هرگز يخ نخواهد زد و اگزوترم است
 
تنها جوابی که نمرهء کامل را دريافت کرد، همين بود

برنامه جديد امتحانات

سلام
خانوم گل شناس محبت کردند برنامه امتحاني ترم اول دانشکده را بصورت تصوير ايميل کردند، گفتم شايد بهتر باشه براي تکميل لطفشون با اين فرمت برنامه امتحاني رشته خودمون را در وبلاگ قرار بدم( نميدونم چرا هر کاري ميکنم تارخها رو از چپ به راست مينويسه!!)


 
 

تاريخ امتحان

ساعت امتحان

تاريخ امتحان

تاريخ امتحان

 ساعت

سه شنبه

۲/ ۱۱/ ۸۶

8.30

دکتر باباجاني

مديريت مالي و بودجه شهرداريها

 ۸:۳۰

شنبه

۶/ ۱۱/ ۸۶

13

دکتر فرهنگي

اصول برنامه ريزي فرهنگي

 ۱۳

يکشنبه

۷/ ۱۱/ ۸۶

13

دکتر کاظميان

حقوق شهري و قوانين شهرسازي

 ۱۳

سه شنبه

۹/ ۱۱/ ۸۶

15

دکتر رودساز

سيستمهاي اطلاعات مديريتmis

۱۵

شنبه

۱۳/ ۱۱/ ۸۶

15

دکتر غفراني

برنامه ريزي شهري

۱۵

برف مي بارد ...

سلام به همه دوستان و سروران گرامي
داستان آرش کمانگير را که يادتان هست !!
من هر وقت برف مياد، بي اختيار اين شعر زيبا و پر اميد سياوش کسرايي که حتما الان ديگه از کتابهاي درسي ابتدايي حذف شده در خاطرم ميگذره ، براي من که هميشه حسي نوستالژيک و در عين حال غرور آفرين و اميد بخش به همراه داشته. استرس براي حفظ کردن اين شعر طولاني در کلاس چهارم يا پنجم ابتدايي و جواب دادن سر کلاس و نمره و امتحان و در عين حال با لحن دکلمه و پرطنين چنين شعري رو سرکلاس خوندن و آرزوي رستم شدن و آرش شدن و... زيباترين خاطره ايه که بعد از قريب سي سال هنوز ميتونه دل انگيز و فرحبخش باشه ...
اميدوارم شما هم ازين شعر خوشتون بياد ، بخصوص اونجا که ميگه‌ " ... آري آري زندگي زيباست، زندگي آتشگهي ديرنده پا برجاست ، گر بيفروزيش رقص شعله اش تا بيکران پيداست ، ورنه خاموش است و خاموشي گناه ماست ..." بعضي ها اين شعر را حماسي ترين شعر سپيد معاصر قلمداد ميکنند


 برف مي بارد 

 برف مي بارد به روي خار و خاراسنگ 

 كوهها خاموش 

 دره ها دلتنگ

 راه ها چشم انتظار كارواني با صداي زنگ

 بر نمي شد گر ز بام كلبه هاي دودي 

 يا كه سوسوي چراغي گر پيامي مان نمي آورد 

 رد پا ها گر نمي افتاد روي جاده هاي لغزان 

ما چه مي كرديم در كولاك دل آشفته دمسرد ؟

آنك آنك كلبه اي روشن 

 روي تپه روبروي من 

 در گشودندم 

 مهرباني ها نمودندم 

 زود دانستم كه دور از داستان خشم برف و سوز 

 در كنار شعله آتش 

 قصه مي گويد براي بچه هاي خود عمو نوروز 

 گفته بودم زندگي زيباست 

 گفته و ناگفته اي بس نكته ها كاينجاست

 آسمان باز

آفتاب زر 

باغهاي گل 

 دشت هاي بي در و پيكر 

 سر برون آوردن گل از درون برف 

 تاب نرم رقص ماهي در بلور آب

 بوي خاك عطر باران خورده در كهسار 

 خواب گندمزارها در چشمه مهتاب 

 آمدن رفتن دويدن 

 عشق ورزيدن 

غم انسان نشستن 

 پا به پاي شادماني هاي مردم پاي كوبيدن 

 كار كردن كار كردن 

 آرميدن 

چشم انداز بيابانهاي خشك و تشنه را ديدن 

جرعه هايي از سبوي تازه آب پاك نوشيدن 

گوسفندان را سحرگاهان به سوي كوه راندن 

همنفس با بلبلان كوهي آواره خواندن 

در تله افتاده آهوبچگان را شير دادن 

نيمروز خستگي را در پناه دره ماندن 

گاه گاهي 

زير سقف اين سفالين بامهاي مه گرفته 

قصه هاي در هم غم را ز نم نم هاي باران شنيدن 

بي تكان گهواره رنگين كمان را 

در كنار بان ددين

يا شب برفي 

پيش آتش ها نشستن 

دل به روياهاي دامنگير و گرم شعله بستن 

آري آري زندگي زيباست 

زندگي آتشگهي ديرنده پا برجاست 

گر بيفروزيش رقص شعله اش در هر كران پيداست 

ورنه خاموش است و خاموشي گناه ماست 

پير مرد آرام و با لبخند 

كنده اي در كوره افسرده جان افكند 

چشم هايش در سياهي هاي كومه جست و جو مي كرد 

زير لب آهسته با خود گفتگو مي كرد 

زندگي را شعله بايد برفروزنده 

شعله ها را هيمه سوزنده 

جنگلي هستي تو اي انسان 

جنگل اي روييده آزاده 

بي دريغ افكنده روي كوهها دامن 

آشيان ها بر سر انگشتان تو جاويد 

چشمهها در سايبان هاي تو جوشنده

آفتاب و باد و باران بر سرت افشان

جان تو خدمتگر آتش 

سر بلند و سبز باش اي جنگل انسان 

زندگاني شعله مي خواهد صدا سر داد عمو نوروز 

شعله ها را هيمه بايد روشني افروز

كودكانم داستان ما ز آرش بود 

او به جان خدمتگزار باغ آتش بود 

روزگاري بود 

روزگار تلخ و تاري بود 

بخت ما چون روي بدخواهان ما تيره 

دشمنان بر جان ما چيره 

شهر سيلي خورده هذيان داشت 

بر زبان بس داستانهاي پريشان داشت 

زندگي سرد و سيه چون سنگ 

روز بدنامي 

روزگار ننگ 

غيرت اندر بندهاي بندگي پيچان 

عشق در بيماري دلمردگي بيجان 

فصل ها فصل زمستان شد 

صحنه گلگشت ها گم شد نشستن در شبستان شد 

در شبستان هاي خاموشي

مي تراويد از گل انديشه ها عطر فراموشي

ترس بود و بالهاي مرگ 

كس نمي جنبيد چون بر شاخه برگ از برگ 

سنگر آزادگان خاموش

خيمه گاه دشمنان پر جوش

مرزهاي ملك 

همچو سر حدات دامنگستر انديشه بي سامان 

برجهاي شهر 

همچو باروهاي دل بشكسته و ويران 

دشمنان بگذشته از سر حد و از بارو 

هيچ سينه كينهاي در بر نمي اندوخت 

هيچ دل مهري نمي ورزيد 

هيچ كس دستي به سوي كس نمي آورد 

هيچ كس در روي ديگر كس نمي خنديد 

باغهاي آرزو بي برگ

آسمان اشك ها پر بار 

گر مرو آزادگان دربند 

روسپي نامردان در كار 

انجمن ها كرد دشمن 

رايزن ها گرد هم آورد دشمن 

تا به تدبيري كه در ناپاك دل دارند 

هم به دست ما شكست ما بر انديشند 

نازك انديشانشان بي شرم 

كه مباداشان دگر روزبهي در چشم 

يافتند آخر فسوني را كه مي جستند 

چشم ها با وحشتي در چشمخانه هر طرف را جست و جو مي كرد

وين خبر را هر دهاني زير گوشي بازگو مي كرد 

آخرين فرمان آخرين تحقير 

مرز را پرواز تيري مي دهد سامان 

گر به نزديكي فرود آيد 

خانه هامان تنگ 

آرزومان كور 

ور بپرد دور 

تا كجا ؟ تا چند ؟

آه كو بازوي پولادين و كو سر پنجه ايمان ؟

هر دهاني اين خبر را بازگو مي كرد

چشم ها بي گفت و گويي هر طرف را جست و جو مي كرد

پير مرد اندوهگين دستي به ديگر دست مي ساييد 

از ميان دره هاي دور گرگي خسته مي ناليد 

برف روي برف مي باريد 

باد بالش را به پشت شيشه مي ماليد

صبح مي آمد پير مرد آرام كرد آغاز 

پيش روي لشكر دشمن سپاه دوست دشت نه دريايي از سرباز

آسمان الماس اخترهاي خود را داده بود از دست

بي نفس مي شد سياهي دردهان صبح 

باد پر مي ريخت روي دشت باز دامن البرز 

لشكر ايرانيان در اضطرابي سخت درد آور 

دو دو و سه سه به پچ پچ گرد يكديگر

كودكان بر بام

دختران بنشسته بر روزن 

مادران غمگين كنار در 

كم كمك در اوج آمد پچ پچ خفته 

خلق چون بحري بر آشفته 

به جوش آمد 

خروشان شد 

به موج افتاد 

برش بگرفت وم ردي چون صدف 

از سينه بيرون داد 

منم آرش 

چنين آغاز كرد آن مرد با دشمن 

منم آرش سپاهي مردي آزاده 

به تنها تير تركش آزمون تلختان را 

اينك آماده 

مجوييدم نسب 

فرزند رنج و كار 

گريزان چون شهاب از شب 

چو صبح آماده ديدار 

مبارك باد آن جامه كه اندر رزم پوشندش 

گوارا باد آن باده كه اندر فتح نوشندش 

شما را باده و جامه 

گوارا و مبارك باد 

دلم را در ميان دست مي گيرم 

و مي افشارمش در چنگ 

دل اين جام پر از كين پر از خون را 

دل اين بي تاب خشم آهنگ 

كه تا نوشم به نام فتحتان در بزم 

كه تا بكوبم به جام قلبتان در رزم 

كه جام كينه از سنگ است 

به بزم ما و رزم ما سبو و سنگ را جنگ است 

در اين پيكار 

در اين كار 

دل خلقي است در مشتم 

اميد مردمي خاموش هم پشتم 

كمان كهكشان در دست 

كمانداري كمانگيرم 

شهاب تيزرو تيرم 

ستيغ سر بلند كوه ماوايم

به چشم آفتاب تازه رس جايم 

مرا نير است آتش پر 

مرا باد است فرمانبر 

و ليكن چاره را امروز زور و پهلواني نيست 

رهايي با تن پولاد و نيروي جواني نيست 

در اين ميدان

بر اين پيكان هستي سوز سامان ساز 

پري از جان ببايد تا فرو ننشيند از پرواز 

پس آنگه سر به سوي آٍمان بر كرد 

به آهنگي دگر گفتار ديگر كرد 

درود اي واپسين صبح اي سحر بدرود 

كه با آرش ترا اين آخرين ديداد خواهد بود 

به صبح راستين سوگند 

بهپنهان آفتاب مهربار پاك بين سوگند

كه آرش جان خود در تير خواهد كرد 

پس آنگه بي درنگي خواهدش افكند 

زمين مي داند اين را آسمان ها نيز 

كه تن بي عيب و جان پاك است 

نه نيرنگي به كار من نه افسوني

نه ترسي در سرم نه در دلم باك است

درنگ آورد و يك دم شد به لب خاموش

نفس در سينه هاي بي تاب مي زد جوش

ز پيشم مرگ 

نقابي سهمگين بر چهره مي آيد 

به هر گام هراس افكن 

مرا با ديده خونبار مي پايد 

به بال كركسان گرد سرم پرواز مي گيرد 

به راهم مي نشيند راه مي بندد 

به رويم سرد مي خندد 

به كوه و دره مي ريزد طنين زهرخندش را 

و بازش باز ميگيرد 

دلم از مرگ بيزار است 

كه مرگ اهرمن خو آدمي خوار است

ولي آن دم كه ز اندوهان روان زندگي تار است 

ولي آن دم كه نيكي و بدي را گاه پيكاراست

فرو رفتن به كام مرگ شيرين است 

همان بايسته آزادگي اين است 

هزاران چشم گويا و لب خاموش

مرا پيك اميد خويش مي داند 

هزاران دست لرزان و دل پر جوش

گهي مي گيردم گه پيش مي راند 

پيش مي آيم 

دل و جان را به زيور هاي انساني مي آرايم

به نيرويي كه دارد زندگي در چشم و در لبخند 

نقاب از چهره ترس آفرين مرگ خواهم كند

نيايش را دو زانو بر زمين بنهاد 

به سوي قله ها دستان ز هم بگشاد 

برآ اي آفتاب اي توشه اميد 

برآ اي خوشه خورشيد 

تو جوشان چشمه اي من تشنه اي بي تاب 

برآ سر ريز كن تا جان شود سيراب 

چو پا در كام مرگي تند خو دارم 

چو در دل جنگ با اهريمني پرخاش جو دارم 

به موج روشنايي شست و شو خواهم 

ز گلبرگ تو اي زرينه گل من رنگ و بو خواهم 

شما اي قله هاي سركش خاموش

كه پيشاني به تندرهاي سهم انگيز مي ساييد 

كه بر ايوان شب داريد چشم انداز رويايي

كه سيمين پايه هاي روز زرين را به روي شانه مي كوبيد

كه ابر ‌آتشين را در پناه خويش مي گيريد 

غرور و سربلندي هم شما را باد 

امديم را برافرازيد 

چو پرچم ها كه از باد سحرگاهان به سر داريد 

غرورم را نگه داريد 

به سان آن پلنگاني كه در كوه و كمر داريد 

زمين خاموش بود و آسمان خاموش

تو گويي اين جهان را بود با گفتار آرش گوش

به يال كوه ها لغزيد كم كم پنجه خورشيد 

هزاران نيزه زرين به چشم آسمان پاشيد

نظر افكند آرش سوي شهر آرام 

كودكان بر بام

دختران بنشسته بر روزن 

مادران غمگين كنار در 

مردها در راه 

سرود بي كلامي با غمي جانكاه 

ز چشمان برهمي شد با نسيم صبحدم همراه

كدامين نغمه مي ريزد 

كدام آهنگ آيا مي تواند ساخت 

طنين گام هاي استواري را كه سوي نيستي مردانه مي رفتند ؟

طنين گامهايي را كه آگاهانه مي رفتند ؟

دشمنانش در سكوتي ريشخند آميز 

راه وا كردند 

كودكان از بامها او را صدا كردند 

مادران او را دعا كردند 

پير مردان چشم گرداندند

دختران بفشرده گردن بندها در مشت 

همره او قدرت عشق و وفا كردند 

آرش اما همچنان خاموش

از شكاف دامن البرز بالا رفت 

وز پي او 

پرده هاي اشك پي در پي فرود آمد 

بست يك دم چشم هايش را عمو نوروز 

خنده بر لب غرقه در رويا 

كودكان با ديدگان خسته وپي جو 

در شگفت از پهلواني ها 

شعله هاي كوره در پرواز 

باد غوغا 

شامگاهان 

راه جوياني كه مي جستند آرش را به روي قله ها پي گير

باز گرديدند 

بي نشان از پيكر آرش 

با كمان و تركشي بي تير 

آري آري جان خود در تير كرد آرش 

كار صد ها صد هزاران تيغه شمشير كرد آرش 

تير آرش را سواراني كه مي راندند بر جيحون

به ديگر نيمروزي از پي آن روز 

نشسته بر تناور ساق گردويي فرو ديدند 

و آنجا را از آن پس 

مرز ايرانشهر و توران بازناميدند

آفتاب

درگريز بي شتاب خويش

سالها بر بام دنيا پاكشان سر زد 

ماهتاب 

بي نصيب از شبروي هايش همه خاموش 

در دل هر كوي و هر برزن 

سر به هر ايوان و هر در زد

آفتاب و ماه را در گشت 

سالها بگذشت 

سالها و باز 

در تمام پهنه البرز 

وين سراسر قله مغموم و خاموشي كه مي بينيد 

وندرون دره هاي برف آلودي كه مي دانيد 

رهگذرهايي كه شب در راه مي مانند 

نام آرش را پياپي در دل كهسار مي خوانند 

و نياز خويش مي خواهند 

با دهان سنگهاي كوه آرش مي دهد پاسخ 

مي كندشان از فراز و از نشيب جاده ها آگاه 

مي دهد اميد 

مي نمايد راه 

در برون كلبه مي بارد 

برف مي بارد به روي خار و خارا سنگ 

كوه ها خاموش

دره ها دلتنگ 

راهها چشم انتظار  كارواني با صداي زنگ

كودكان ديري است در خوابند 

در خوابست عمو نوروز

مي گذارم كنده اي هيزم در آتشدان 

شعله بالا مي رود پر سوز

 

پروفسور مجيد تهرانيان

سلام
ديروز يه کم سر کلاس مباني برنامه ريزي فرهنگي از همايش شيراز و پروفسور مجيد تهرانيان گفتم که دبير اين همايش بود و انصافا آدم بسيار باهوش ،با سواد و کم نظيريه و هنوز وقتي برخي مقالات قديمي ايشان را مطالعه ميکنم ، از بعد نظر و حدت ذهن ايشان متحير ميشم . شايد ميشد يه جوري رفتار کنيم که براي کشور سرمايه ارزشمندي قلمداد بشن  و در مباحث سياستگذاري عمومي و برنامه ريزي استراتژيک کشور ازشون استفاده بشه...... گرچه الان هم دکتر فرهنگي از ذخاير علمي و ميراث فرهنگي کشور محسوب ميشوند و کمتر کسي قدرشون رو ميدونه حتي خود ما که دانشجوي ايشان هستيم !
بگذريم،اينم بيو گرافي دکتر مجيد تهرانيان  که بنظرم جزو اولين فارغ التحصيل هاي ايراني باشند که فوق ليسانس و دکتراشون  را از هاروارد گرفتند و مدتها نيز در همون دانشگاه تدريس ميکردند!
در ضمن به سهم خودم از سرکار خانم مير عابديني که ديروز فضاي مباحث درسي را به سيلابس ها و سرفصلهاي اصليش برگردوندند و مطالبي را که بايد از اول ترم در همين چارچوب شروع و ادامه مي يافت ، مطرح کردند ؛ صميمانه سپاسگزارم.
کاش همگي يه جوري براي برنامه ريزي فرهنگي دغدغه و حرص داشتيم !! اونوقت شايدخيلي کاري به کار سرخپوستهاي دلشکسته شهر ليورپول که نميتونند شباي جمعه گوشت نهنگ کباب کنند و پاي تلويزيون بشينند و از اعتماد به نفس گونگ بوک لذت ببرند، نداشتيم !!!!!





July 1999

 

Biography

Caricature

 

Picture of Majid Tehranian
MAJID TEHRANIAN is professor of international communication at the University of Hawaii and director of the Toda Institute for Global Peace and Policy Research. A political economist by education, he received his bachelor's degree from Dartmouth College and his master's and doctoral degrees from Harvard University. He has taught at Harvard, Oxford, Tufts, Southern California, and Tehran universities. His teaching and research have focused on the international political economy of culture, communication, development, democracy, and peace. He also specializes in Middle Eastern and Asia-Pacific affairs. He is former director of Communication and Development Institute (Tehran), program specialist in Communication Research and Planning at UNESCO (Paris), trustee of the International Institute of Communications (London), convenor of International Peace Research Association, and council member of Asia-Pacific Peace Research Association. He has served on the editorial boards of several publications, including Iranian Studies, Communication and Development Review, Communication Theory, Communication Research, Asian Journal of Communication, Communication and Information Sciences Series, Journal of International Communication, and International Encyclopedia of Communications. He currently edits Peace & Policy, and the Toda Institute book series. He has authored more than 10 books and about 100 articles. His articles have appeared in a variety of scholarly journals. They have been also translated into French, Spanish, German, Norwegian, Finnish, Polish, Slovenian, Korean, Japanese, Bahasa Malay, Arabic, and Persian.

At the University of Hawaii where he has taught since 1981, Tehranian has served as chairman of the Department of Communication and a founding member and director of the Spark M. Matsunaga Institute for Peace. He also has initiated and directed such programs as the Pacific Peace Seminar, Dialog on Peace television series, and served on the Faculty Senate and the Board of Directors of the UH Professional Assembly. He has received the UH/EWC Collaborative Research Grant (twice), the Hawaii Interactive Television System's Curriculum Development Grant, a Presidential Citation for Meritorious Teaching, and the Fujio Matsuda Scholar Grant.

Tehranian is an internationally recognized scholar. He is Fellow of the World Academy of Arts and Sciences, cited in Who's Who in the World, Who's Who in America, and Who's Who in Communications and the Media. He is the recipient of Soka University's Award of Highest Honor and Honorary Doctorate, a US Institute of Peace research grant, and the Distinguished Service Award of the Association for Education in Journalism and Mass Communication. Tehranian is a global nomad banished to paradise where he surfs the Net and the Pacific. He can be reached at majid@hawaii.edu.

نقل از سايت دانشگاه هاوايي http://www2.hawaii.edu/~majid



Home | CV | Peace Proposals | Op-ed Articles | Review Articles | Journal Articles | Draft Papers | Books | Poetry | E-mail

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

                             دکتر آلبرت محرابیان،استاد UCLA

سلام
داشتم روی انترنت دنبال بیوگرافی پروفسور مجید تهرانیان که جامع ترین مطالعات برنامه ریزی فرهنگی را در سال 1354 برای ایران انجام داده بود میگشتم که یهو یی دیدم هرجا اسم تهرانیان اومده اسم محرابیان هم پشتش ثبت شده!! همونی که دکتر فرهنگی سر کلاس ازش تعریف میکردن، دکتر آلبرت محرابیان، گفتم شاید بد نباشه شما هم عکس و بیو گرافی ایشون را ببینید،
اینم بیوگرافیش، ولی خداوکیلی شما بگین این مهندسها از جون رشته های علوم انسانی چی میخان؟؟!!!



Albert Mehrabian, Ph.D.

Albert Mehrabian came to psychology with B.S. and M.S. degrees in engineering from the Massachusetts Institute of Technology. He received his Ph.D. from Clark University and in l964 commenced an extended career of teaching and research at the University of California, Los Angeles. He currently devotes his time to writing and consulting as Professor Emeritus of Psychology, UCLA.

Dr. Mehrabian's background in engineering and natural science has provided him with a distinct approach to his work in psychology. Knowing that it is impossible to test the validity of ideas without measures, he has devoted much of his forty-plus years of research to the development of psychological scales and major theoretical models for describing and measuring complex psychological phenomena.

For example, professor Mehrabian is known for his pioneering work in the field of nonverbal communication (body language). His theoretical work and experiments helped identify nonverbal and subtle ways in which one conveys like-dislike, power and leadership, discomfort and insecurity, social attractiveness, persuasiveness, and ways to detect when others are being deceptive in communication. Communication and leadership trainers and political campaign managers have often relied on these findings.

Professor Mehrabian's major theoretical contributions include a three-dimensional mathematical model for the precise and general description and measurement of emotions. His emotion scales are used to assess consumer reactions to products, services, and shopping environments. Additionally the scales can be used to assess the emotional impact of a workplace, an advertisement, or a medical or psychotropic drug. His parallel three-dimensional temperament model is a comprehensive system for describing and measuring differences among individuals (e.g., anxiety, extroversion, achievement, empathy, depression, hostility, cooperativeness).

Additional applications of his research have led to methods for selecting personal names that are conducive to a desirable impression profile (ethical-caring, popular-fun, successful, masculine-feminine) and methods for selecting product, service, or company names that enhance consumer appeal.

Dr. Mehrabian's approach to measurement includes a unique research-based statistical approach that is "opaque" (or camouflaged) to obviate response distortions by those tested. Other applications of his work have helped identify optimum emotional characteristics of top-level athletes and workers in high-stress situations and the emotional climate at work that is conducive to high levels of worker morale and productivity. His numerous psychometric scales are used both nationally and internationally to help identify individuals with high levels of success or achievement potential (e.g., in their work or various areas of their personal lives), "emotional intelligence," strong social and communication skills, or those with a high capacity for empathy in intense person-oriented work.

Albert Mehrabian has served as consulting editor to Sociometry, Journal of Nonverbal Behavior, Journal of Personality and Social Psychology, and Journal of Psychology and has authored a large number of books and scientific articles. His books include "Tactics of Social Influence," "Silent Messages," "Nonverbal Communication," "Public Places and Private Spaces," "Basic Dimensions for a General Psychological Theory," "Eating Characteristics and Temperament," "Your Inner Path to Investment Success: Insights into the Psychology of Investing," "The Name Game: The Decision that Lasts a Lifetime," and "Baby Name Report Card: Beneficial and Harmful Baby Names."

 


قوانین شهری مربوط به درس حقوق شهری استاد دکتر کاظمیان(مورخ86/9/12)

سلام دوستان
     قوانین مربوط به "تشکیل شورای عالی شهرسازی و معماری ایران" و "تغییر نام وزارت آبادانی و مسکن به وزارت مسکن و شهرسازی و تعیین حدود وظایف آن" و ایضا"   "قانون تاسیس وزارت آبادانی و مسکن "  را جهت استحضار و بهره برداری  حضرات همکلاسی های عزیز تقدیم میدارم .
 بخوانید و دعا کنید و تو رو خدا کامنت بذارین !!
ضمنا" برخی دیگر از قوانین مرتبط را با ایمیل برتون فرستادم
با احترام و ارادت : کوچیک همتون- فرجام

*******************

1-قانون تاسيس شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران


ماده 1 - براي هماهنگ كردن برنامه هاي شهرسازي به منظور ايجاد محيط زيست بهتر براي مردم همچنين به منظور اعتلاي هنر معماري ايران و رعايت سبكهاي مختلف معماري سنتي و ملي و ارائه ضوابط و جنبه هاي اصيل آن با در نظر گرفتن روشهاي نوين علمي و فني و در نتيجه يافتن شيوه هاي اصولي و مناسب ساختماني در مناطق مختلف كشور با توجه به شرايط اقليمي و طرز زندگي و مقتضيات محلي ، شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران تاسيس مي شود.
ماده 2 - وظائف شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران به شرح زير است :
1 - بررسي پيشنهادهاي لازم در مورد سياست كلي شهرسازي براي طرح در هيات وزيران .
2 - اظهار نظر نسبت به پيشنهادها و لوايح شهرسازي و مقررات مربوط به طرحهاي جامع شهري كه شامل منطقه بندي - نحوه استفاده از زمين - تعيين مناطق صنعتي - بازرگاني - اداري - مسكوني - تاسيسات عمومي - فضاي سبز و ساير نيازمنديهاي عمومي شهر مي باشد.
3 - بررسي و تصويب نهايي طرحهاي جامع شهري و تغييرات آنها خارج از نقشه هاي تفصيلي .
4 - تصويب معيارها و ضوابط و آيين نامه هاي شهرسازي .
ماده 3 - اعضاي شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران عبارتند از:
1 - وزير آباداني و مسكن .
2 - وزير كشور.
3 - وزير اقتصاد.
4 - وزير فرهنگ و هنر.
5 - وزير آب و برق .
6 - وزير كشاورزي و منابع طبيعي .
7 - وزير جنگ .
8 - رييس سازمان برنامه و بودجه .
رياست شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران با وزير آباداني و مسكن خواهد بود.
تبصره 1 - در مورد بررسي طرحهاي جامع شهري و تغييرات آنها نظرات استاندار يا فرماندار كل و انجمن شهرستان و انجمن شهر و شهردار و كارشناسان ذيصلاحيت كسب و مورد استفاده قرار خواهد گرفت .
تبصره 2 - جلسات شورا با حضور اكثريت اعضا رسميت خواهد داشت و تصميمات شورا با حداقل 5 راي معتبر خواهد بود.
تبصره 3 - در صورتي كه هر يك از اعضاي شورا نتواند شخصا در هر يك از جلسات شورا شركت كند يكي از معاونان خود را به شورا اعزام خواهد داشت .
ماده 4 - وزارت آباداني و مسكن به جاي دبيرخانه شوراي عالي شهرسازي در تشكيلات خود واحدي ايجاد مي كند كه تحت نظر معاون شهرسازي و معماري آن
وزارت وظايف زير را انجام دهد:
1 - بررسي و اظهار نظر در مورد طرحهاي جامع شهري از طريق كميته هاي فني كه اعضاي آن به انتخاب اعضاي شوراي عالي شهرسازي و موسسات ذيربط تعيين مي شوند.
2 - تهيه معيارها و ضوابط و آيين نامه هاي شهرسازي .
3 - نظارت در تهيه طرحهاي جامع و تفصيلي و جلب نظر انجمن شهر و شهرداري مربوط در حين تهيه طرحهاي تفصيلي .
4 - نظارت در اجراي مراحل مختلف طرحهاي تفصيلي شهري .
5 - ابلاغ مصوبات شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران به وزارتخانه ها و سازمانهاي مسئول و ارشاد و راهنمايي دستگاههاي مربوط در مورد مسائل ناشي از اجراي طرحهاي جامع شهري .
6 - ايجاد يك مركز مطالعاتي و تحقيقاتي شهرسازي و معماري .
7 - جمع آوري اطلاعات و آمار اقتصادي و اجتماعي و شهرسازي و معماري .
8 - تشكيل نمايشگاهها از كارهاي مختلف معماري و شهرسازي با همكاري سازمانهاي مربوط و انجام مسابقات شهرسازي و معماري و تشكيل كنفرانسهاي لازم به منظور نيل به هدفهاي مذكور در اين قانون .
ماده 5 - بررسي و تصويب طرحهاي تفصيلي شهري و تغييرات آنها در هر استان يا فرمانداري كل به وسيله كميسيوني به رياست استاندار يا فرماندار كل و به عضويت رييس انجمن شهرستان و شهردار و نمايندگان وزارت فرهنگ و هنر و آباداني و مسكن و نماينده مهندس مشاور تهيه كننده طرح انجام مي شود. آن قسمت از نقشه هاي تفصيلي كه به تصويب انجمن شهر برسد براي شهرداري لازم الاجرا خواهد بود. تغييرات نقشه هاي تفصيلي اگر در اساس طرح جامع شهري موثر باشد بايد به تاييد شوراي عالي شهرسازي برسد.
تبصره - شهرداري پايتخت از شمول اين ماده همچنين طرحهاي تفصيلي موضوع بند 3 ماده 4 و بند 4 ماده مذكور مستثني خواهد بود.
ماده 6 - در شهرهايي كه داراي نقشه جامع مي باشند ثبت كل مكلف است در مورد هر تفكيك طبق نقشه اي كه شهرداري بر اساس ضوابط طرح جامع تفصيلي يا هادي تاييد كرده باشد اقدام به تفكيك نمايد و در مورد افراز دادگاهها مكلفند طبق نقشه تفكيكي شهرداري اقدام نمايند. هرگاه ظرف مدت چهار ماه نقشه تفكيكي از طرف شهرداري حسب مورد به ثبت يا دادگاه ارسال نشود ثبت يا دادگاه نسبت به تفكيك يا افراز راسا اقدام خواهند نمود.
ماده 7 - شهرداريها مكلف به اجراي مصوبات شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران طبق مفاد ماده 2 مي باشند.
تبصره - در موارد ابهام و اشكال و اختلاف نظر در نحوه اجراي طرحهاي جامع و تفصيلي شهري موضوع ماده 5 مراتب در شوراي عالي شهرسازي مطرح و نظر شوراي عالي قطعي و لازم الاجرا خواهد بود.
ماده 8 - كليه سازمان هاي دولتي و وابسته به دولت مكلفند در صورت درخواست وزارت آباداني و مسكن هر نوع اطلاع مربوط به شهرسازي و معماري را در اختيار وزارت مذكور بگذارند.
ماده 9 - عقد قراردادهاي مربوط به نقشه هاي جامع شهري با مهندسين مشاور همچنين تهيه شرح وظيفه فني براي تهيه طرحهاي مذكور موكول به كسب نظر از وزارت آباداني و مسكن خواهد بود.
ماده 10 - آيين نامه اجرايي اين قانون از طرف وزارت آباداني و مسكن و وزارت كشور تهيه و پس از تاييد شوراي عالي شهرسازي و معماري به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد.
ماده 11 - مواد 97 و 98 اصلاح پاره اي از مواد قانون شهرداري و قوانين و مقررات مغاير با مفاد اين قانون از تاريخ تصويب اين قانون ملغي است .
قانون فوق مشتمل بر يازده ماده و پنج تبصره پس از تصويب مجلس سنا در جلسه روز شنبه 12/12/1351، در جلسه روز سه شنبه بيست و دوم اسفند ماه يك هزار و سيصد و پنجاه و يك شمسي به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد.
نايب رييس مجلس شوراي ملي - حسين خطيبي

 

:شماره انتشار

قانون

:نوع قانون

 

:تاريخ ابلاغ

1351/12/22

 




**********************

2-قانون تغيير نام وزارت آباداني و مسكن به وزارت مسكن و شهرسازي و تعيين وظايف آن


ماده 1 - تعاريف
از نظر اجراي اين قانون تعاريف و اصطلاحات به طور كلي همچنين مصاديق ساختمانهاي دولتي به شرح زير است :
1 - طرح جامع سرزمين :
طرح جامع سرزمين ، طرحي است كه شامل استفاده از سرزمين در قالب هدفها و خط مشي هاي ملي و اقتصادي از طريق بررسي امكانات و منابع مراكز جمعيت شهري و روستايي كشور و حدود توسعه و گسترش شهرها و شهرك هاي فعلي و آينده و قطب هاي صنعتي و كشاورزي و مراكز جهانگردي و خدماتي بوده و در اجراي برنامه هاي عمراني بخشهاي عمومي و خصوصي ايجاد نظم و هماهنگي نمايد.
2 - طرح جامع شهر:
طرح جامع شهر عبارت از طرح بلندمدتي است كه در آن نحوه استفاده از اراضي و منطقه بندي مربوط به حوزه هاي مسكوني ، صنعتي بازرگاني ، اداري و كشاورزي و تاسيسات و تجهيزات و تسهيلات شهري و نيازمنديهاي عمومي شهري ، خطوط كلي ارتباطي و محل مراكز انتهاي خط (ترمينال ) و فرودگاه ها و بنادر و سطح لازم براي ايجاد تاسيسات و تجهيزات و تسهيلات عمومي ، مناطق نوسازي ، بهسازي و اولويتهاي مربوط به آنها تعيين مي شود و ضوابط و مقررات مربوط به كليه موارد فوق و همچنين ضوابط مربوط به حفظ بنا و نماهاي تاريخي و مناظر طبيعي ، تهيه و تنظيم مي گردد. طرح جامع شهر بر حسب ضرورت قابل تجديد نظر خواهد بود.
3- طرح تفصيلي :
طرح تفصيلي عبارت از طرحي است بر اساس معيارها و ضوابط كلي طرح جامع شهر نحوه استفاده از زمينهاي شهري در سطح محلات مختلف شهر و موقعيت و مساحت دقيق زمين براي هر يك از آنها و وضع دقيق و تفصيلي شبكه عبور و مرور و ميزان و تراكم جمعيت و تراكم ساختماني در واحدهاي شهري و اولويتهاي مربوط به مناطق بهسازي و نوسازي و توسعه و حل مشكلات شهري و موقعيت كليه عوامل مختلف شهري در آن تعيين مي شود و نقشه ها و مشخصات مربوط به مالكيت بر اساس مدارك ثبتي تهيه و تنظيم مي گردد.
4 - طرح هادي :
طرح هادي عبارت از طرحي است كه در آن جهت گسترش آتي شهر و نحوه استفاده از زمينهاي شهري براي عملكردهاي مختلف به منظور حل مشكلات حاد و فوري شهر و ارائه راه حلهاي كوتاه مدت و مناسب براي شهرهايي كه داراي طرح جامع نمي باشند تهيه مي شود.
5 - ساختمانهاي دولتي كه اعتبار آن از بودجه كل كشور تامين مي گردد از نظر اجراي اين قانون عبارت است از:
الف - ساختمانهاي اداري وزارتخانه ها و موسسات دولتي و ساختمانهاي انتظامي و ندامتگاه .
ب - ساختمانهاي بهداشتي از قبيل بيمارستانها، درمانگاه ها،
آسايشگاه ها، شيرخوارگاه ها و ساير مراكز بهداشتي درماني و تنظيم خانواده و مراكز رفاه و نظائر آن .
ج - ساختمانهاي آموزشي از قبيل دانشگاه ها، انستيتوها، كتابخانه ها، مدارس عالي ، آموزشگاه ها، هنرستانها، مراكز آموزش و حرفه اي و روستايي ، دبيرستانها، و ساير مراكز تعليم و تربيت .
د - ساختمانهاي ورزشي ، ورزشگاه ها، استاديوم ها و ساير تاسيسات ورزشي .
ه - مراكز ارتباطي از قبيل دفاتر پست ، مراكز تلفن و تلگراف و نظائر آن .
و - ساختمانهاي متفرقه از قبيل كاخهاي جوانان ، اردوگاه ها و هتلها و مهمانسراها و ساختمانهاي مربوط به سازمانهاي خيريه و نظائر آن .
ماده 2 - از تاريخ تصويب اين قانون ، نام وزارت آباداني و مسكن به وزارت مسكن و شهرسازي تغيير مي يابد.
ماده 3 - به منظور اتخاذ و اعمال سياستها و تنظيم برنامه هاي جامع و هماهنگ براي تعيين مراكز جمعيت و ايجاد تعادل مطلوب بين جمعيت و وسعت شهرها در سطح كشور، تامين مسكن و توسعه و بهبود استانداردهاي كمي و كيفي مسكن با توجه به هدفها و مقتضيات توسعه اقتصادي و اجتماعي كشور و همچنين ايجاد هماهنگي و تمركز در تهيه و اجراي طرحها و ساختمانهاي دولتي وظايف وزارت مسكن و شهرسازي علاوه بر اجراي آن قسمت از وظايف و اعمال اختياراتي كه به موجب قانون تاسيس وزارت آباداني و مسكن در تاريخ تصويب اين قانون به عهده وزارت آباداني و مسكن محول مي باشد و قانون تاسيس شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران و ساير قوانين و مقررات به شرح زير تعيين مي گردد:
1 - برنامه ريزي :
الف - تعيين محل شهرها و مراكز جمعيت آينده با توجه به عوامل محدودكننده از قبيل كمبود منابع آب و استفاده هاي مختلف از زمين با رعايت اولويت براي مصارف كشاورزي از طريق تهيه طرح جامع سرزمين كه مشتركا به وسيله وزارت مسكن و شهرسازي و وزارت كشاورزي و منابع طبيعي تهيه مي گردد با توجه به مقررات ماده 13 و بند 1 ماده 17 قانون تجديد تشكيلات و تعيين وظايف سازمانهاي وزارت كشاورزي و منابع طبيعي و انحلال وزارت منابع طبيعي .
ب - تعيين حدود توسعه و ظرفيت شهرهاي فعلي و آينده و طرح و تنظيم نقشه و توزيع جمعيت .
ج - تهيه و تنظيم سياستها و خط مشي هاي اجرايي و ضوابط لازم براي هدايت و كنترل شهرنشيني در جهت تحقق طرح جامع سرزمين .
د - مشخص نمودن شهرها و شهركها از نظر فعاليتهاي صنعتي - كشاورزي - جهانگردي - تاريخي - خدماتي و نيز تعيين شهرهاي مختلط از جهات فوق با توجه به طرح جامع سرزمين پس از كسب نظر وزارتخانه مربوط.
ه - بررسي ارتباط شهرهاي فعلي و آينده در سطح منطقه و كشور.
و - تعيين استانداردها براي مسكن و همچنين ساختمانهاي دولتي و تاسيسات شهري .
ز - بررسي مستمر نيازمنديهاي مسكن - ساختمانهاي دولتي - خانه هاي سازماني و تهيه برنامه هاي مورد لزوم .
تبصره - طرح جامع سرزمين پس از تصويب شوراي عالي شهرسازي براي كليه وزارتخانه ها و موسسات و شركتهاي دولتي در امور مربوط به آنها لازم الاجرا بوده و در تهيه و تنظيم طرحهاي شهري بايد از آن متابعت شود.
2 - شهرسازي :
الف - تهيه طرح جامع براي هر يك از شهرها با توجه به ضوابط و استانداردهاي مصوب و تعيين ضوابط و استانداردها براي تهيه نقشه هاي هادي و اعلام آن به وزارت كشور.
ب - نظارت بر فعاليت هاي شهرسازي بخش خصوصي از حيث رعايت معيارها و ضوابط شهرسازي .
3 - مسكن :
الف - تهيه و اجراي طرحهاي تامين مسكن و خانه سازي كه با اعتبارات دولت انجام مي شود در سراسر كشور با رعايت مقررات مندرج در قوانين شهرداريها در مورد تحصيل پروانه ساختماني .
ب - اجراي طرحهاي مربوط به خانه هاي سازماني به صورت مستقل .
ج - نظارت در امور شركتهايي كه منحصرا در زمينه ايجاد و احداث واحدهاي مسكوني فعاليت دارند و كمكهاي فني و راهنمايي به موسسات مذكور. نحوه نظارت و كمك و راهنمايي به اين نوع شركتهاي طبق آيين نامه اي خواهد بود كه با پيشنهاد وزارت مسكن و شهرسازي به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد.
تبصره - مواردي كه داراي قانون خاص مي باشد از بند ب قسمت 2 و بند ج قسمت 3 ماده 3 مستثني مي باشد.
د - تهيه و تنظيم موازين و استانداردها و مشخصات فني براي ساختمانها و مسكن و تحقيق و بررسي مسائل مربوط به ساختمان و مصالح ساختماني و نيز تهيه استانداردهاي لازم براي مصالح ساختماني با همكاري موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران .
4 - تهيه و اجراي طرحهاي ساختمانهاي دولتي به شرح مذكور در بند 5 ماده 1.
5 - تهيه و اجراي طرحهاي عمران شهري در دست اجرا و طرحهايي كه انجام آن از طرف وزارتخانه ها و سازمانهاي ذيربط در صورت قبول وزارت مسكن و شهرسازي به آن وزارت محول مي گردد.
6 - اعمال سياست دولت و نظارت نسبت به اراضي خالصه و موات كه طبق مقررات قانون انحلال بنگاه خالصجات و ماده 17 قانون تقسيم و فروش املاك مورد اجاره به زارعين مستاجر و قانون ثبت اراضي موات اطراف تهران و قانون ثبت اراضي موات اطراف شهرهاي غير تهران مصوب سالهاي 1331 و 1334 و قانون راجع به اراضي دولت و شهرداريها و اوقاف و بانكها مصوب سال 1335 و اصلاحي آن مصوب سال 1339 امور آنها به سازمان مسكن و يا وزارت آباداني و مسكن محول گرديده است .
تبصره - در تهيه طرح جامع سرزمين مفاد قانون تاسيس شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران رعايت خواهد شد.
ماده 4 - رياست شوراي عالي شهرسازي به عهده نخست وزير است و علاوه بر اعضا فعلي وزير اطلاعات و جهانگردي نيز عضو شوراي عالي شهرسازي خواهد بود و تصميمات شورا با حداقل 6 راي معتبر مي باشد.
ماده 5 - وزارتخانه ها و موسسات دولتي مكلفند براي تهيه و اجراي طرحهاي مسكن و ساختماني مورد نياز خود به شرح مذكور در ماده 1 اين قانون به وزارت مسكن و شهرسازي مراجعه نمايند. وزارت مسكن و شهرسازي مي تواند براي اجراي بعضي از طرحهاي ساختمانهاي دولتي يا طرحهاي مسكن به سازمان ذيربط تفويض اختيار نمايد. آن قسمت از طرحهايي كه سازمانهاي ذيربط بتوانند آنها را راسا تهيه و اجرا نمايند توسط آيين نامه لازم مشخص خواهد شد.
تبصره - اجراي طرحهاي ساختماني سازمانها و موسسات خيريه به تشخيص وزارت مسكن و شهرسازي به سازمان هاي مربوط واگذار مي شود كه طبق مفاد ماده 21 قانون برنامه و بودجه كشور مصوب 10/12/1351 عمل نمايد.
ماده 6 - به وزارت مسكن و شهرسازي اجازه داده مي شود به منظور اجراي وظايف مربوط به تهيه زمين و مسكن و خدمات مهندسي و تحقيقات و بررسي مسائل مربوط به ساختمان و مصالح ساختماني ، همچنين ايجاد شهر و شهرك شركت يا شركتهايي تاسيس و آنها را به طريق بازرگاني اداره نمايد. اساسنامه اين شركتها همچنين تغييراتي كه در جهت اجراي اين قانون بايد در اساسنامه سازمان مسكن داده شود بنا به پيشنهاد وزارت مسكن و شهرسازي و تاييد هيات وزيران به تصويب كميسيونهاي مسكن و شهرسازي و دارايي و استخدام مجلسين خواهد رسيد.
شركتهاي مذكور مي توانند با رعايت مقررات اساسنامه هاي مصوب با شركتهايي كه در زمينه هاي فوق فعاليت دارند مشاركت نمايند.
تبصره - مقررات استخدامي خاص شركتهاي شهرسازي به تصويب مجمع عمومي شركت خواهد رسيد و از نظر ميزان حقوق و مزايا و دستمزد مشمول مصوبات شوراي حقوق و دستمزد خواهد بود.
ماده 7 - ايجاد شهر و شهرك غير روستايي در خارج از محدوده قانوني و حريم شهرها موكول به پيشنهاد وزارت مسكن و شهرسازي و تصويب شوراي عالي شهرسازي خواهد بود.
ماده 8 - آيين نامه هاي لازم در اجراي اين قانون از طرف وزارت مسكن و شهرسازي تهيه و پس از تصويب هيات وزيران به موقع اجرا گذارده خواهد شد.
قانون فوق مشتمل بر هشت ماده و پنج تبصره پس از تصويب مجلس سنا در جلسه فوق العاده روز دوشنبه 3/4/1353، در جلسه روز يكشنبه شانزدهم تير ماه يك هزار و سيصد و پنجاه و سه شمسي به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد.
رييس مجلس شوراي ملي - عبدالله رياضي

 

:شماره انتشار

قانون

:نوع قانون

 

:تاريخ ابلاغ

1353/04/16

:تاريخ تصويب




****************

3-قانون راجع به تاسيس وزارت آباداني و مسكن


ماده 1 - به منظور ايجاد تمركز و هماهنگي در تهيه و اجراي برنامه ها و طرحهاي ساختماني و تهيه مسكن و همچنين جهت تهيه و اجراي طرحهاي شهرسازي و ده سازي و طرحهاي آباداني وزارت آباداني و مسكن با تشكيلات لازم براي انجام وظايف اساسي زير تاسيس مي گردد:
الف - تهيه و اجراي طرحها و برنامه هاي تهيه مسكن و خانه هاي سازماني .
ب - تهيه و اجراي طرحهاي ساختماني وزارتخانه ها و موسسات دولتي .
ج - اشتراك مساعي با شهرداريها به منظور تهيه و اجراي طرحهاي آباداني شهرها.
د - نظارت بر توسعه شهرها و اشتراك مساعي در تهيه نقشه شهر.
ه - اشتراك مساعي با مراجع و سازمانهاي مربوط در تهيه و اجراي برنامه هاي ده سازي و بخصوص از طريق اجراي برنامه هاي (خودياري ) در روستاها.
و - تنظيم موازين و مشخصات فني براي طرحهاي تهيه مسكن و امور شهرسازي و ده سازي و ساختمانهاي دولتي .
ز - تهيه و اجراي طرحهاي ساختماني كه براي آنها سازمان مجهز دولتي وجود ندارد.
تبصره - تشخيص ساختمانهايي كه مشمول بند ب اين ماده مي باشند به موجب آيين نامه اي خواهد بود كه از طرف وزارت آباداني و مسكن تهيه و پس از تصويب هيات وزيران به موقع اجرا گذارده خواهد شد.
ماده 2 - به دولت اجازه داده مي شود سهام بانك ملي ايران در بانك رهني ايران را خريداري كند. از تاريخ تاسيس وزارت آباداني و مسكن وزير آباداني و مسكن نماينده سهام دولت در اين بانك خواهد بود.
ماده 3 - بانك ساختماني مكلف است ظرف سه ماه از تاريخ تصويب اين قانون كليه عمليات بانكي خود را به تشخيص شوراي پول و اعتبار طبق بند 2 ماده 58 قانون بانكي و پولي كشور قطع كند. بانك مزبور پس از قطع عمليات بانكي به نام سازمان مسكن به صورت يكي از موسسات تابعه وزارت آباداني و مسكن مسئول اجراي طرحهاي ساختماني و تهيه مسكن خواهد بود. سازمان مسكن كه داراي كليه حقوق و اختيارات قانوني بانك ساختماني مسئول كليه تعهدات آن خواهند بود تسويه امور مربوط به معاملات بانكي را به بانك رهني ايران محول خواهد كرد و بانك رهني ايران تسويه امور مزبور را طبق مقررات به حساب سازمان مسكن تحت نظارت شوراي پول و اعتبار انجام خواهد داد.
تبصره - تغييراتي كه بايد به منظور فوق و براي حسن جريان امور سازمان مسكن در اساسنامه بانك ساختماني داده شود به پيشنهاد وزارت آباداني و مسكن و تصويب كميسيون دادگستري مجلسين قابل اجرا خواهد بود. مادام كه تغييرات لازم در اساسنامه مزبور به عمل نيامده است وزير آباداني و مسكن داراي اختيارات مدير عامل بانك ساختماني خواهد بود.
ماده 4 - پس از تشكيل وزارت آباداني و مسكن سازمان خانه سازي موضوع تصويبنامه شماره 824 مورخ 19/1/42 منحل و تصفيه امور آن به وزارت آباداني و مسكن محول خواهد گرديد پس از انجام امر تصفيه خالص دارايي سازمان مزبور به دارايي سازمان مسكن اضافه خواهد شد.
تبصره - كليه تعهداتي كه تا تاريخ انحلال سازمان خانه سازي از طرف اين سازمان و هيات پنج نفري مذكور در تصويبنامه شماره 824 مورخ 19/1/42 در حدود تصويبنامه مزبور به عمل آمده است معتبر بوده و تا مرحله انجام طبق مقررات و اختيارات مشروح در تصويبنامه مزبور به وسيله وزارت آباداني و مسكن دنبال خواهد شد و براي اجراي مفاد اين تبصره وزير آباداني و مسكن داراي كليه اختيارات هيات مذكور خواهد بود.
ماده 5 - از تاريخ تصويب اين قانون اجراي تصويبنامه شماره 25648 مورخ 11/7/1341 درباره تشكيل شوراي مسكن موقوف مي شود.
ماده 6 - كليه وزارتخانه ها و موسسات دولتي مكلفند براي سهميه و اجراي طرحهاي ساختماني مورد نياز خود موضوع بند "ب " ماده يك اين قانون را به وزارت آباداني و مسكن مراجعه نمايند. وزارت آباداني و مسكن طرح مورد تقاضا را تهيه و پس از تامين اعتبار از طرف وزارتخانه يا موسسه مربوط اجرا خواهد كرد.
تبصره 1 - وزارت آباداني و مسكن مي تواند در هر مورد كه مناسب تشخيص دهد تهيه و تنظيم و اجراي طرح هاي ساختماني طبق آيين نامه اي كه به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد بنمايد.
تبصره 2 - وزارت آباداني و مسكن مي تواند به موسسات خصوصي كمك و راهنمايي هاي لازم را به منظور اجراي طرحهاي ساختماني طبق آيين نامه اي كه به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد به نمايد.
ماده 7 - اجراي طرحهاي شهرسازي موضوع تبصره ماده 19 تصويبنامه برنامه عمراني سوم كشور و همچنين تهيه و اجراي كليه طرحهاي مربوط به فعاليتهاي عمراني شهرداريها و موسسات وابسته به آنها و موسسات عمومي و عام المنفه موضوع ماده 21 تصويبنامه مزبور به عهده وزارت آباداني و مسكن محول مي شود. وزارت آباداني و مسكن مكلف است براي تامين اعتبارات لازم طرحهاي مزبور را به تصويب سازمان برنامه برساند. سازمان برنامه ضمن واگذاري طرحهاي مزبور كليه اسناد و مدارك مربوط را در اختيار وزارت آباداني و مسكن قرار دهد.
تبصره 1 - آن عده از كارمنداني كه در تاريخ تصويب اين قانون در مديريت اجرايي شهرسازي سازمان برنامه مشغول خدمت مي باشند طبق تقاضاي وزارت آباداني و مسكن و توافق سازمان برنامه در اين وزارت مامور خدمت خواهند شد. وزارت آباداني و مسكن حقوق و مزاياي كارمندان مزبور را بر اساس آيين نامه استخدامي سازمان برنامه خواهد پرداخت .
تبصره 2 - وزارت آباداني و مسكن مجري طرح دفاتر فني سازمان برنامه در استانها خواهد بود.
ماده 8 - بنگاه مهندسي سازمان برنامه با كليه كاركنان و اموال و اعتبارات و تعهدات خود به وزارت آباداني و مسكن منتقل مي شود.
ماده 9 - آيين نامه هاي اجرايي اين قانون به وسيله وزارت آباداني و مسكن تهيه و پس از تصويب هيات وزيران قابل اجرا خواهد بود.
ماده 10 - دولت مامور اجراي اين قانون مي باشد.
قانون فوق كه مشتمل بر ده ماده و هفت تبصره است در جلسه روز پنجشنبه بيست و دوم اسفند ماه يك هزار و سيصد و چهل و دو شمسي به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد.
رييس مجلس شوراي ملي - مهندس عبدالله رياضي

 

:شماره انتشار

قانون

:نوع قانون

 

:تاريخ ابلاغ

1342/12/26

:


برنامه جدید ارائه MIS

تاریخ

ارائه کننده

موضوع

۲۸/۸/۸۶

استاد

فصل 4

۵/۹/۸۶

خانم جامی- خانم هادیان

کیس های فصل 4

۱۲/۹/۸۶

آقای محملی ابیانه- آقای حاجی کریمی

کیس های فصل5 تا 9

۱۳/۹/۸۶

آقای محملی ابیانه- آقای حاجی کریمی

کیس های فصل5 تا ۹

۱۹/۹/۸۶

استاد

فصل 1۰

۲۰/۹/۸۶

خانم رجبلو

کیس های فصل 10

۲۶/۹/۸۶

استاد

فصل 11

۳/۱۰/۸۶

آقای فرجام

کیس های فصل11

۴/۱۰/۸۶

استاد

فصل 12

۱۰/۱۰/۸۶

آقای رستگار

کیس های فصل12

۱۷/۱۰/۸۶

استاد

فصل 13

۱۸/۱۰/۸۶

آقای شهسواری

کیس های فصل13

۲۴/۱۰/۸۶

استاد

فصل 16

...../۱۰/۸۶

آقای حقیقی

کیس های فصل۱۶

سلام

آقای دکتر رودساز برنامه ارائه درس سیستمهای مدیریت اطلاعات را به صورت فوق اعلام کردند

جهت استحضار دوستان

واگذاری مسئولیتهای دولت به شهر داریها در قانون برنامه سوم و چهارم

قانون برنامه سوم توسعه ااقتصادی اجتماعی و فرهنگی ج ا ا مصوب 1379/1/17


ماده 136ـ به دولت اجازه داده مي شود با توجه به تواناييهاي شهرداريها آن گروه از تصديهاي مربوط به دستگاههاي اجرائي در رابطه با مديريت شهري را كه ضروري تشخيص مي دهد بر اساس پيشنهاد مشترك وزارت كشور و سازمان امور اداري و استخدامي كشور همراه با منابع تامين اعتبار ذيربط به شهرداريها واگذار كند.



قانون برنامه سوم توسعه ااقتصادی اجتماعی و فرهنگی ج ا ا مصوب1383/6/11

ماده 137-
الف - دولت مكلف است تشكيلات كلان دستگاه هاي اجرائي و وزارتخانه ها را متناسب با سياستها و احكام اين برنامه و تجربه ساير كشورها ، جهت برطرفكردن اثربخشي ناقص ، تعارضهاي دستگاهي و غيركارآمدي و عدم جامعيت ، عدم كفايت ، تمركز امور ، موازي كاريها و همچنين بهره گيري همه جانبه از فناوريهاي نوين و روشهاي كارآمد ، با هدف نوسازي ، متناسب سازي ، ادغام و تجديد ساختار به صورت يك منظومه منسجم ، كارآمد ، فراگير و باكفايت ، اثربخش و غيرمتمركز طراحي نمايد و لايحه ذيربط را شش ماه پس از تصويب اين قانون به مجلس شوراي اسلامي تقديم كند ، به طوريكه امكان اجراي آن از ابتداي سال دوم برنامه چهارم ميسر باشد .
ب - آن دسته از تصديهاي قابل واگذاري دستگاه هاي دولتي در امور توسعه و عمران شهر و روستا ، باتصويب هيات وزيران همراه با منابع مالي ذيربط به شهرداريها و دهياريها واگذار ميشود .

 

حق با شما بود ،من باختم  !!

حق با استاد بود ،من باختم !! چون :

 
ماده 31 - ذيحساب ماموري است كه به موجب حكم وزارت امور اقتصادي و دارايي از بين مستخدمين رسمي واجد صلاحيت به منظور اعمال نظارت و تامين هماهنگي لازم در اجراي مقررات مالي و محاسباتي در وزارتخانه ها و موسسات و شركتهاي دولتي و دستگاههاي اجرايي محلي و موسسات و نهادهاي عمومي غير دولتي به اين سمت منصوب می شود ...



ماده 54 قانون استخدام کشوری مصوب 18/4/1345

 

ماده 54 - مستخدم مكلف است در حدود قوانين و مقررات احكام و اوامر روساي مافوق خود را در امور اداري اطاعت نمايد. اگر مستخدم حكم يا امر مقام مافوق را بر خلاف قوانين و مقررات تشخيص دهد مكلف است كتبا مغايرت دستور را با قوانين و مقررات به مقام مافوق اطلاع دهد. در صورتي كه بعد از اين اطلاع مقام مافوق كتبا اجراي دستور خود را تاييد كرد مستخدم مكلف به اجراي دستور صادر خواهد بود.

 

 

 

 

 

ماده 31 - ذيحساب ماموري است كه به موجب حكم وزارت امور اقتصادي و دارايي از بين مستخدمين رسمي واجد صلاحيت به منظور اعمال نظارت و تامين هماهنگي لازم در اجراي مقررات مالي و محاسباتي در وزارتخانه ها و موسسات و شركتهاي دولتي و دستگاههاي اجرايي محلي و موسسات و نهادهاي عمومي غير دولتي به اين سمت منصوب مي شود و انجام ساير وظايف مشروحه زير را به عهده خواهد داشت :
1 -
نظارت بر امور مالي و محاسباتي و نگاهداري و تنظيم حسابها بر طبق قانون و ضوابط و مقررات مربوط و صحت و سلامت آنها.
2 -
نظارت بر حفظ اسناد و دفاتر مالي .
3 -
نگاهداري و تحويل و تحول وجوه و نقدينه و سپرده ها و اوراق بهادار.
4 -
نگاهداري حساب و اموال دولتي نظارت بر اموال مذكور.
تبصره 1 - ذيحساب زير نظر رييس دستگاه اجرايي وظايف خود را انجام مي دهد.
تبصره 2 - ذيحساب موسسات و نهادهاي عمومي غير دولتي موضوع ماده 5 اين قانون در مورد وجوهي كه از محل درآمد عمومي دريافت مي دارند، با حكم وزارت امور اقتصادي و دارايي با موافقت آن دستگاه منصوب خواهند شد.

 

 

 

 

 

ماده 17 - تشخيص ، عبارت است از تعيين و انتخاب كالا و خدمات و ساير پرداختهايي كه تحصيل يا انجام آنها براي نيل به اجراي برنامه هاي دستگاههاي اجرايي ضروري است .
ماده 18 - تامين اعتبار عبارت است از اختصاص دادن تمام يا قسمتي از اعتبار مصوب براي هزينه معين . ماده 19 - تعهد از نظر اين قانون عبارت است از ايجاد دين بر ذمه دولت ناشي از:
الف - تحويل كالا يا انجام دادن خدمت .
ب - اجراي قراردادهايي كه با رعايت مقررات منعقد شده باشد.
ج - احكام صادر شده از مراجع قانوني و ذيصلاح .
د - پيوستن به قراردادهاي بين المللي و عضويت در سازمانها يا مجامع بين المللي با اجازه قانون .
ماده 20 - تسجيل عبارت است از تعيين ميزان بدهي قابل پرداخت به موجب اسناد و مدارك اثبات كننده بدهي .
ماده 21 - حواله اجازه اي است كه كتبا وسيله مقامات مجاز وزارتخانه يا موسسه دولتي و يا شركت دولتي و يا دستگاه اجرايي محلي و يا نهادهاي عمومي غير دولتي و يا ساير دستگاههاي اجرايي براي تاديه تعهدات و بدهيهاي قابل پرداخت از محل اعتبارات مربوط به عهده ذيحساب در وجه ذينفع صادر مي شود.
ماده 22 - درخواست وجه سندي است كه ذيحساب براي دريافت وجه به منظور پرداخت حواله هاي صادر شده موضوع ماده 21 اين قانون و ساير پرداختهايي كه به موجب قانون از محل وجوه متمركز شده در خزانه مجاز مي باشد حسب مورد از محل اعتبارات و يا وجوه مربوط عهده خزانه در مركز و يا عهده نمايندگي خزانه در استان در وجه حساب بانكي پرداخت دستگاه اجرايي ذيربط صادر مي كند.
ماده 23 - هزينه عبارت از پرداختهايي است كه به طور قطعي به ذينفع در قبال تعهد يا تحت عنوان كمك يا عناوين مشابه با رعايت قوانين و مقررات مربوط صورت مي گيرد.

 

 

 

ماده 27 - تنخواه گردان پرداخت عبارت است از وجهي كه از محل تنخواه گردان حسابداري از طرف ذيحساب با تاييد وزير يا رييس موسسه و يا مقامات مجاز از طرف آنها براي انجام برخي از هزينه ها در اختيار واحدها و يا ماموريني كه به موجب اين قانون و آيين نامه هاي اجرايي آن مجاز به دريافت تنخواه گردان هستند قرار مي گيرد تا به تدريج كه هزينه هاي مربوط انجام مي شود اسناد هزينه تحويل و مجددا وجه دريافت دارند.
ماده 28 - پيش پرداخت عبارت است از پرداختي كه از محل اعتبارات مربوط بر اساس احكام و قراردادها طبق مقررات پيش از انجام تعهد صورت مي گيرد.
ماده 29 - علي الحساب عبارت است از پرداختي كه به منظور اداي قسمتي از تعهد با رعايت مقررات صورت مي گيرد.

برنامه زمان بندی ارائه در کلاس جناب آقای دکتر رودساز - MIS پیشرفته

سلام دوستان
در آخر جلسه کلاس mis (دکتر رودساز) مورخ 86/8/7 قرار شد برنامه ارائه دوستان به این قرار باشد :

1- 8/14    فصل    سه                            استاد

2- 8/21       "     سه                             خانم ها ایزی و میر عابدینی

3- 8/28       "     چهار                             استاد

4- 8/28       "     چهار                             خانمها جامی و هادیان

5- 9/4       کل بخش دو                         آقایان محملی و حاجی کریمی (تاریخ 86/9/11 نیز برای ایشان در نظرگرفته شده است)

6- 9/18     فصل ده(10)                        استاد

7- 9/25      "     ده                             خانم  رجبلو

8- 10/3       "    یازده                            استاد

9- 10/10    "     "                                آقای فرجام

11- 10/17  "  دوازده                             استاد

12- 10/23  ( مصادف با روز امتحان است) قرار شد  بیشتر از وقت معمول در کلاس بمانیم و آقای رستگار فصل 12  و آقای  شهسواری و آقای  حقیقی متفقا فصل سیزده را ارائه کنند

با احترام وارادت : فرجام

حقوق شهری

اول دفتر بنام ایزد دانا

همشاگردی سلام

همشاگردی درود

اول دستبوس آقای حاج کریمی هستم که همت فرمودند این وبلاگ را مهیا نمودند

ثانیا بنده حقیر تصمیم گرفتم قوانین و قواعد عمومی را که استاد عزیزم آقای دکتر کاظمیان در کلاس حقوق شهر وشهرسازی حسب المورد بیان یا ارجاع میفرمایند حتی المیسور پیدا (احصاء!)کنم و تقدیم حضور همه سروران و همشگردی های گرانمایه ام نمایم(البته اگر قابل باشم و حسن توفیق یار) تا به قول استاد حداقل از چند وچون این قوانین به قدر کفایت مطلع باشیم" وما توفیقی الا بالله

با ارادت : فرجام


**لینک قانون شهرداریها    که در تاریخ 11/4/1334 به تصویب رسیده به علاوه مواد الحاقی مصوب 15/41355 جهت استحضار

http://www.ghavanin.ir/detail.asp?id=8939

 

همچنین مواد قانونی مورد اشاره در جلسه درس مورخ 30/701386 دکتر کاظمیان در خصوص شخصیت حقوقی مؤسسات وابسته به شهرداری

 

 

ماده 84 - موسسات وابسته به شهرداري از قبيل لوله كشي - آب - برق - اتوبوسراني كه داراي شخصيت حقوقي بشوند مي توانند با اصول بازرگاني اداره شوند اساسنامه اين قبيل موسسات بايد به تصويب انجمن شهر و موافقت وزارت كشور برسد.

 

ماده 111 - به منظور نوسازي شهرها شهرداريها مي توانند از طريق تاسيس موسساتي با سرمايه خود خانه ها و مستغلات و اراضي و محلات قديمي و كهنه شهر را با استفاده از مقررات قانون تملك زمينها مصوب 17 خرداد 1339 خريداري نمايند و در صورت اقتضا براي تجديد ساختمان طبق طرحهاي مصوب شهرداري بفروشند و يا اين كه راسا اقدام به اجراي طرحهاي ساختماني بنمايند 

 اساسنامه اين گونه موسسات را كه بر طبق اصول بازرگاني اداره خواهد شد
شهرداري هر محل تهيه و با تصويب انجمن شهر و تاييد وزارت كشور قابل اجرا خواهد بود در هر جا كه در قانون تملك زمينها و آيين نامه مصوب 14/8/39 هيات وزيران اسم از سازمان مسكن و وزارت كشاورزي و هيات وزيران برده شده وظايف مزبور را به ترتيب شهرداري - انجمن شهر و وزارت كشور انجام خواهند داد
.