مدت هاست می اندیشم به این که چه گونه با صرف هزینه هایی نه چندان گزاف٬ بتوانیم خروجی ها قابل توجه داشته باشیم.

در طول این ایام٬ مواردی به ذهنم خطور کرده است که عرض می شود. این ها ایده است. ایده را وقتی طرح می کنی دیگر مال خودت نیست. مال هر کسی است که بپسنددش و دنبالش کند. لااقل من این گونه می اندیشم. (شاید هم زیادی تحت تاثیر ریچارد استالمن کبیر!+   هستم!)

اول.

 اصل این ایده از دکتر کاظمیان است. من کمی بسط اش دادم. این که مثلا دوستان ورودی ما٬ برای هر درسی یک مقاله ای ارائه داده اند. یا لااقل (برخی زرنگ تر ها) هر ترمی٬ یک مقاله را به شکل های مختلف ارائه داده اند. (البته جز شهسواری عزیز٬ گمان نبرم کسی توانسته باشد این قدر هنرمندانه یک ترم را با یک عنوان سر کند. جدا جا دارد در رکوردهای گینس ثبت شود!)

چه خوب است همه مقالات دوستان در طول این سالیان را جمع و جور کنیم و در یک مجلد منتشر کنیم. حداقل در تیراژ ۲۰ عدد! به خودمان برسد و اساتیدمان! من که خودم به گمانم ۵-۶ مجموعه و تحقیق واره جمع کرده ام که قابل ارائه اند. احتمالا برای هم ورودی هایمان بیفتم به دنبال این کتابچه. باید چیز خوبی از آب در بیاید.

دوم.

به دنبال ثبت ان جی او  یا سمن (=سازمان مردم نهاد) برای کلیه فارغ التحصیلان مدیریت شهری هستم. یعنی فکر می کنم اگر بشود خوب است. قبلا دوستان برخی کارها کرده اند. اما باز هم پراکنده است. باز هم اطلاع رسانی درست و درمانی پشتش نیست. اطلاع دارم که بچه های علوم تحقیقات ان جی اویی به نام مروجان مدیریت شهری ثبت کرده اند. کاری است عالی. اما اطلاع رسانی نکرده اند. به هر حال برای ما هم دعوتی نفرستاده اند. ماهیت شان هم شاید این طور نباشد. به دنبال یک ان جی او با در های باز باید بود. که هر کسی که در هر دانشگاهی دوره کارشناسی ارشد یا دکتری در زمینه مدیریت شهری داشته و دارد بتواند در آن عضو شود. تشکیل یک کامیونیتی این چنینی می تواند برکات زیادی داشته باشد. آغاز اولین مجمع و نشستش می تواند در همین آمفی تئاتر خودمان باشد. اگر کمی -فقط کمی- حوصله و تیزبینی در میان باشد به راحتی می تواند حمایت متولیان امر را به خود جلب کند. در آن جلسه به راحتی می توان از وجود و حضور شهردار تهران و سایر کلان شهرها استفاده برد. کافی است که همین اساتید عزیز خودمان چند تماس تلفنی بگیرند تا ابعاد این همایش آنی باشد که لیاقت اش را دارد.

سوم.

مجله. مجله ای به نام مدیریت شهری روزگاری در سازمان شهرداری های کشور چاپ می شد که چنان چه می دانید٬ بار اصلی اش بر دوش دکتر کاظمیان عزیز خودمان بوده است.به هر روی بعد از رفتن ایشان از آن جا ٬ آن مجله نیز رها شده است و سامان سابق را ندارد. چه خوب است که بتوانیم یک نشریه علمی-پژوهشی و رسمی به نام گروه مدیریت شهری دانشگاه علامه داشته باشیم. مذاکراتی با دکتر ابطحی بزرگ (رئیس محترم دانشکده) داشته ام وایشان به جد استقبال کرده اند. دکتر کاظمیان عزیز نیز ابراز آمادگی کرده اند و نظر دکتر ابطحی هم همین بود که ایشان بزرگتری این کار را برعهده بگیرند. به هر روی٬ اگر دوستان کمک کنند و پیگیر شویم٬ هیچ بعید نیست که سال آینده همین روزها در تدارک انتشار اولین شماره های آن باشیم.

چهارم.

ارتباط با فیلد. کارهای تحقیقاتی در حوزه شهری. برخی دوستان ۸۶ و نیز اساتید عزیزمان٬ مذاکراتی با نهادهای مختلف از جمله مرکز مطالعات راهبردی شهرداری تهران داشته اند. مجموعا فضا مثبت است و هر دو طرف در قالب کلیات به انجام کارهای مشترک وایجاد پیوند راغب هستند. اما هنوز از این تنور نانی به در نیامده است.

یا تنور هنوز داغ نیست (شهرداری) یا خمیر نان (ما از این سوی!) حاضر نیست.

به هر روی٬ جز با علاقه مندی و پیگیری نمی توان ره به جایی برد.

پیگیر نباشیم٬ درس ها پاس می شود ولکن امید ها یاس!

از ما گفتن.

***

عجالتا همین ها برای یکی-دو سال دوندگی کافی است!

 

یا علی