lاولين و مهم ترين كتاب خانم جين جيكوبز

      lدرسال 1961 نوشته شده

      lيكي از كتب مرجع در شهرسازي و  جامعه شناسي شهري

      lلحن روزنامه نگارانه  و طنزآميز

l      در مورد شهرهاي امريكايي به ويژه نيويورك

l    كاربرد پياده راه ها : ايمني

 

l       خيابان ها و پياده راه ها مهم ترين  مكان هاي عمومي يك شهر هستند. اگر خيابان هاي شهر از وحشيگري و  ترس در امان باشند، شهر از وحشيگري و ترس در امان است. وقتي كه  مردم مي گويند يك شهر خطرناك است به اين دليل است كه در پياده راه هاي آن احساس امنيت نمي كنند. حفظ امنيت شهر وظيفه اساسي خيابان ها و پياده راه هاي يك شهراست.

l     خيابان هاي موفق شهري بايد داراي سه كيفيت اصلي باشند:

       lاول: مرزبندي روشني بين فضاي عمومي و خصوصي آن وجود داشته باشد.

         l دوم : چشم ها بايد به روي خيابان گشوده باشد. ساختمان ها در صورتي مي توانند امنيت  را تضمين كنند كه رو به سوي خيابان داشته باشند.

l       سوم : پياده راه ها بايد همواره مورد استفاده قرار بگيرند؛ يك خيابان متروكه مستعد نا امني است. بنابراين بايد  تعداد قابل توجهي  بنگاه اقتصادي در خيابان ها وجود داشته باشد كه در تمام طول روز استفاده كنندگان  متفاوتي را جذب كند.

l    كاربرد پياده راه : ارتباط

      lارتباطات ساده اي  در پياده راه ها اتفاق مي افتد

   مثل توقف مردم در آب ميوه فروشي،  رد و بدل كردن عقايد در نانوايي،  تكان دادن سر براي احوالپرسي، نصيحت كردن  بچه ها، شنيدن خبر جديد از مرد ابزار فروش، ...

   حاصلجمع اين ارتباطات ساده، احساس هويت و اعتماد عمومي در خيابان هاي شهر است.

 

           l ساختار اجتماعي پياده راه ها گاه موجب شكل گيري چهره هاي مردمي مي شود. يك چهره مردمي كسي است كه با گروه هاي متفاوت مردم ارتباط مداوم دارد و خود نيز علاقه دارد به يك چهره مردمي  تبديل شود.

l         چهره هاي مردمي  مثل مغازه دارها نه تنها خبرها را دريافت و منتشرمي كنند، بلكه  با يكديگر ارتباط برقرار كرده و بنابراين  اطلاعات را به صورتي موثر پخش مي كنند.  وجود اين چهره ها براي حفظ  امنيت پياد ه راه ها و ايجاد  ارتباط عمومي  ضرورت دارد.

l   كاربرد پياده راه : همانند سازي كودكان

      lاگر از بازي كودكان در پياده راه ها جلوگيري  كنيم و  آن ها را  از خيابان هاي سرزنده شهر به يك پارك يا زمين بازي منتقل كنيم ، چه تغيير مهمي رخ مي دهد؟

 

      lمهم ترين تغيير  اين است كه  كودكان از زير چشمان  تعداد زيادي از بزرگسالان به مكاني منتقل مي شوند كه تعداد بزرگسالان كم يا هيچ است كه در اين صورت به امنيت كودكان شهر لطمه زده ايم .

 

l      البته همه پياده راه هاي شهر براي كودكان امن نيستند.  پياده راه هايي  كه كمتر  استفاده مي شوند و يا          پياده راه هايي كه  جمعيت زياد  و با سرعت زياد در    آن ها  جابه جا مي شوند، محل مناسبي براي پرورش كودكان نيستند.

l      همه زمين هاي بازي و پارك ها نيز نا امن  نيستند اما  آن هايي سالم هستند كه به  خيابان هاي سرزنده  و امن منتهي مي شوند.

 

 

l       پياده راه ها علاوه بر حفظ  امنيت كودكان، مكاني براي بازي و يادگيري هستند.  كودكان، بسياري از اصول اوليه زندگي را از بزرگسالان پياده راه ها مي آموزند. آن ها ياد مي گيرند  كه نسبت به آنچه در خيابان ها و پياده راه ها اتفاق مي افتد احساس مسئوليت كنند. رفتار كودكان نشان مي دهد كه اين درس ها را به سرعت جذب مي كنند مثلا“ داوطلبانه به كساني كه  آدرسي را مي خواهند، راه را نشان مي دهند.

 

      lپياده راه ها قابليت دسترسي فوري و جذابيت زيادي براي كودكان دارند. تحقيقات نشان مي دهد كه بيشتر بچه ها  پرسه زدن در خيابان را به زمين بازي ترجيح مي دهند.

l      پياده را ه ها به طور سنتي صرفا“  براي دسترسي به ساختمان ها و سفر پياده  طراحي مي شوند و برنامه ريزان هيچ وقت  پياده راه ها را با عرض مناسب براي بازي كودكان در نظر نگرفته اند.

l   كاربرد پارك محلي

l       پارك ها را به طور سنتي موهبتي براي مردم مي دانند در صورتي كه اين مردم هستند كه با استفاده كردن يا استفاده نكردن از پارك ها باعث  موفقيت يا شكست آن ها مي شوند.  وجود كاربري هاي مختلط  و تراكم مسكوني در خيابان هاي همجوار پارك استفاده كنندگاني را براي پارك فراهم مي كند كه در زمان هاي مختلف به پارك رفت و آمد مي كنند. يك پارك عمومي كه اطرافش كاربري يكنواختي دارد در بخش از روز كه استفاده كننده اي ندارد ناامن است.

 

       lپارك هاي خلوت خطرناك هستند و اثر منفي بر خيابان هاي اطراف دارند. خيابان هايي كه اطراف اين پارك ها قرار دارند مكاني خطرناك شناخته شده و از  آن ها پرهيز مي شود.

 

l       اگر از يك پارك عمومي به دليل عدم تنوع كاربري هاي اطرافش استقبال نشود بايد از يك پار ك عمومي به يك پارك اختصاصي  تغيير كند.  براي جذب  مردم  فعاليت هايي مثل تئاتر،  ماهيگيري، قايق سواري را بايد در پارك قرار داد.

                                                                                                                                                      l خالقان تنوع

    lشهرها خالقان تنوع هستند. هر قدر شهر بزرگ تر باشد تنوع بيشتر است.  تنوع و اختلاط كاربري، ارتباطات عمومي و امنيت شهر را بالا مي برد. تنوع شهرها بيشتر به دليل روابط و مسائل اقتصادي است.

 

l           براي ايجاد تنوع  در خيابان ها  و مناطق شهري چهار شرط ضروري است:

 

    lمنطقه  بايد بيش از دو كاركرد اصلي داشته باشد

    lغالب بلوك ها بايد كوتاه باشند.

    lدر منطقه بايد سن ساختمان ها متفاوت باشد

l     تراكم فشرده مردم  بايد وجود داشته باشد

l     1- بيش از دو كاركرد اصلي

       lوجود بيش از  دو كاركرد اصلي در منطقه باعث مي شود مردم براي رسيدن به اهداف گوناگون از ساختمان ها خارج شوند و حضور مردم امنيت را بالا مي برد.

 

       lحضور مردم در ساعات مختلف هم از لحاظ اجتماعي و حفظ امنيت شهر و هم از لحاظ اقتصادي ضرورت دارد.

 

       lاگر كسب و كارهاي وابسته به مشتري، در بيشتر طول روز بدون استفاده بمانند از بين خواهند رفت.

l        دو نوع تنوع وجود دارد:

        l1- تنوع مربوط به كاربري هاي  اصلي . كاربري هاي اصلي آن هايي هستند كه مردم را به خودي خود به مكان هاي خاص  مي آورند؛  زيرا پناهگاهند. ادارات و كارخانه ها، سكونت گاه ها، آموزش و تحصيل و فراغت

        lاگركاربري هاي اصلي  طوري با هم تركيب شوند كه مردم را درزمان هاي مختلف به خيابان بكشانند، از نظر اقتصادي اثر محرك دارد: محيطي مساعد براي تنوع ثانوي.

l        تنوع ثانوي به كسب و كارهايي گفته مي شود كه براي خدمت به كاربري اصلي ايجاد مي شود. مثل مركز خريدي كه در يك منطقه مسكوني ساخته مي شود و اگر كاربري هاي اصلي مختلف از آن استفاده كنند، كارآمد تر خواهد بود.

 

 

 

      

l     2- ضرورت بلوك هاي كوچك

       lوقتي بلوك ها بسيار طولاني باشند فرد براي رسيدن به  مغازه ها  يا ايستگاه اتوبوس يا مترو ممكن است طي  سال ها هرگز وارد بلوك هاي همجوار نشود و  به اين صورت  خيابان منزوي ،  منفصل و از نظر اجتماعي ناتوان مي شوند.

       lاستاندارد بلوك در فيلادلفيا 400 فيت مربع است. در جاهايي كه شهر موفق تر است اين مقدار نصف شده است.

l    3- ضرورت ساختمان هاي سالخورده

       l اگر يك ناحيه شهري فقط داراي ساختمان هاي نو باشد ،  تنها كسب و كارهايي را جذب مي كند كه مي توانند هزينه هاي بالاي ساختمان  نو را پرداخت كنند.

       lبعضي از كسب و كارها مثل امانت فروشي  و رستوران هاي محلي  هيچ وقت به ساختمان هاي جديد نمي روند.

l       در حالي كه براي تنوع و امنيت خيابان و شهر انواع مختلف ساختمان ها از لحاظ سن و شرايط ضروري هستند.

l    4- ضرورت تمركز

      lوقتي تمركز و تراكم كاربري ها بالا رود، تنوع هم بالا         مي رود و حضور مردم در خيابان ها بيشتر مي شود.

 

l      اگر كاربري ها  تنها فضاي فيزيكي را اشغال كنند  و مردم كمي را درگير كنند تنوع  و سرزندگي به وجود نمي آيد.

 

نيروهاي  زوال و تجديد حيات شهر

l    1- خود ويرانگري تنوع

         lاولين نيرويي كه باعث نابودي شهرها مي شود خود ويرانگري تنوع است. اين نيرو باعث مي شود كه  نواحي مركزي شهرها  دائما“  حركت كنند.

l         وقتي  منطقه اي با كاربري هاي متفاوت داراي رونق چشمگيري     مي شود،  رقابت براي فضا در آن مكان رشد مي كند. تنها بخشي از كاربري ها در رقابت برنده مي شوند. هر كاربري كه سودآورتر باشد در محل تكرار  مي شود و كاربري كمتر سودآور از بين مي رود. يكنواختي محل منجر به پخش ناكافي مردم در طول روز مي شود و به تدريج كاربري غالب هم  رو به زوال مي رود.

l     2- آفت خلاء هاي مرزي

l      كاربري هاي منفرد حجيم در شهرها مثل محوطه هاي دانشگاهي شهرهاي بزرگ، بيمارستانهاي بزرگ و حتي پارك هاي بزرگ مستعد نابودي هستند. زيرا  مردم كمي از خيابان هاي مرزي  اين محوطه ها استفاده       مي كنند ، به تدريج خيابان هاي اطراف  خالي و تعطيل مي شوند.  تنها راه مبارزه با اين خلاء هاي مرزي،  تمركز جمعيت بالا،  اختلاط كاربري هاي اصلي و اختلاط سن ساختمان ها ست.

l    3- زاغه زدايي

         l اولين نشانه شكل گيري يك زاغه، كسادي و دلمردگي است. اساس زاغه زدايي وجود سرزندگي در زاغه است.

l        بعضي از ساكنان پس از رفع  ضرورت اقتصادي ممكن است در زاغه بمانند . مردمي كه به انتخاب خود در زاغه مي مانند قطعه خود را بهبود مي دهند و اغلب دلبستگي شديدي به مكان خود پيدا مي كنند.

 

 

       lرفع ازدحام و افت جمعيت ممكن است موجب شود مردم به انتخاب خود  در زاغه بمانند و به تدريج زاغه قدرت  پيدا مي كند. در چنين حالتي ممكن است  تازه وارداني  جذب شوند كه باعث تنوع و گوناگوني زاغه شوند.

       l نمي توان گفت هر زاغه اي كه تنوع و سرزندگي را به دست آورد زاغه زدايي مي شود زيرا ممكن است موانع مالي اين تغيير را امكان پذير نكند ولي در هر صورت بايد دلبستگي به زاغه آن قدر قوي باشد تا محرك زاغه زدايي شود.

 

 

l      روند زاغه زدايي نشان مي دهد كه  اگر اقتصاد يك شهر به درستي عمل كند  مي تواند پيوسته مردم فقير را به طبقه متوسط، مردم بيسواد را به مردم ماهر و مهاجران تازه وارد را به شهروندان محترم تبديل كند. بنابراين زاغه زدايي و  خود گوناگوني  همراه آن يكي از بزرگ ترين نيروهاي تجديد حيات در اقتصاد متروپليتن امريكايي است.

l    4- پول تدريجي و پول شتابان

       l پول نيروي قدرتمندي  هم براي سقوط و هم براي تجديد حيات شهرهاست.

      l پول شتابان و ناگهاني كه به يك منطقه سرازير مي شود تغييرات شديدي را ايجاد مي كند كه فراتر از كنترل انسان است و راه مناسبي براي پرورش شهرها نيست.

l       شهرها بايد با تغييرات ثابت و تدريجي رشد كنند تا شهروندان  با تغييرات جديد سازگار شوند.

 

 

با تشكر از همراهي شما