فیلم شهری
چهارمین جشنواره بینالمللی فیلم شهر فرصت مناسبی برای پرداختن به رابطه شهر و فیلم به حساب میآید. مهمترین سوال در این رابطه این است که آیا تفکیک و جدا کردن فیلم شهری از زمینه کلی فیلمها، امکانپذیر و ضروری است؟ به بیانی دیگر کدام ویژگی فیلم شهری، آن را از سایر انواع فیلمها جدا میکند و آیا فیلم شهری جایی در نقطه مقابل فیلم روستایی یا فیلم غیر شهری قرار دارد؟ با تکیه بر این پرسشها پس از بررسی جریان فیلمسازی و نحوه سوژه شدن شهر در نگاه فیلمساز، نیمنگاهی نیز به جشنواره فیلم شهر و فیلمهای ارائه شده به چهارمین دوره این جشنواره خواهیم داشت.
نگاهي به تاريخچه فيلمهاي شهري
جامعه شناسی شهری، بهواسطه معضلات و مسائل پیشآمده در شهر کوچک شیکاگو که به واسطه رشد تصاعدی و انفجاری جمعیت در مدت کوتاهی به کلانشهر شیکاگو تبدیل شده بود، موضوعیت یافت و به صورت گرایشی مستقل از جامعهشناسی مورد توجه پژوهشگران و جامعهشناسان قرار گرفت اما صنعت فیلمسازی، تکنولوژی و توزیع و فروش انبوه آن از ابتدا در شهرها و خصوصا در آمریکا رشد یافت. به بیانی ديگر تصاویر متحرک، از مصادیق و فرمهای اصلی هنر شهری به حساب میآیند. با این تفاسیر شاید بتوان ادعا کرد که فیلمسازی و سینما، اساسا هنری شهری بوده و به تبع آن تمامی فیلمها فیلم شهری به حساب میآیند اما بررسی محتوایی فیلمها از اوایل دهه 1920 در آمریکا نشان میدهد که با وجود تهیه، توزیع و حتی به نمایش درآمدن فیلمها در شهر و برای مخاطبان شهری، فیلمسازان این دوره تا مدتها رویکردی ضدشهری را دنبال کردهاند. در این دسته از فیلمها، شهر به عنوان محل تمرکز جرم و جنایت، بهرهکشی و ستم به کارگران، انحرافات اخلاقی و حتی محیطی پر از تنش و اضطراب معرفی شده است و راه گریز از شهر، تمرکززايی فعالیتی و جمعیتی از شهرها و پناه بردن به حومههای شهری امن و سرسبز یا همان باغشهرهای مورد نظر برنامهریزان شهری چون ابنزرهاوارد است. با این دیدگاه شهرها نه تنها جای مناسبی برای زندگی نیستند بلکه بستر مناسبی برای به بار نشستن نیروهای خبیث و نابود کننده شهرها و حتی کره زمین هستند. اگرچه این رویکرد پس از مدتی تغییراتی نمود اما مطالعات در محتوای فیلمهای هالیوودی( به عنوان یکی از مراکز مهم تولیدات سینمایی در دنیا) نشان میدهد که این تغییرات تا حد زیادی به روندهای تغییر و تحول شهر لسآنجلس شباهت دارد. در واقع، فیلمهای این دوره آینهای از تصمیمات و برنامههای مدیران شهری، رفتارها و زندگی روزمره شهروندان و حتی تحولات کالبدی و تعاملات مرکز پیرامون شهر لسآنجلس با مناطق اطراف آن به حساب میآید.
رشد روزافزون شهرنشینی و پیامدهای آن در جهان(بیش از 60 درصد جمعیت جهان در حال حاضر در شهرها ساکناند) و افزایش سردرگمیهای انسان مدرن و شهری (مقاله کلانشهر و زندگی ذهنی اثر گئورگ زیمل) سوژههای مناسبی برای نگاه جستوجوگر فیلمساز هستند همچنان که با ادامه جریان مدرنیته، سینما به عنوان یکی از مصادیق هنر مدرن ،این نگاه انتقادی و در بهترین حالت توصیفکننده زندگی شهری را ادامه داد.
شهرها، بهترين فرم تصويري براي سينما
به اعتقاد مامفورد، «شهر نقطهای است که در آن حداکثر تمرکز قدرت و فرهنگ یک اجتماع متبلور میشود. شهر، شکل و نشانة روابط منسجم اجتماعی و جایگاه معبد، بازار، کاخ دادگستری و آکادمی است. در شهر کالای تمدن تکثیر میشود و در آن تجارب انسانی به علائم ماندگار، نمادها، الگوهای رفتاری و دستگاههای نظم ترجمه میشود و آيینها و تشریفات هر از گاهی به درام پر جنبوجوش از جامعهای کاملا ناهمگون و خودآگاه تبدیل میشود.» همچنین وسعت جغرافیایی، تنوع عملکردی در شهرها و حتی بروز و ظهور تکنولوژیهاي نو در محیط شهری، منجر به شکلگیری مناظر و چشماندازهایی بصری بدیع، متنوع و کاملا متفاوت با آنچه که طبیعت پیش از این به انسانها عرضهکرده، شده است. این تنوع فرم، حجم و رنگ در شهرها ظرفیت تصویری مناسبی را برای فیلمسازان به همراه دارد.
همه راهها به فيلم شهري ختم ميشود
علاوه بر ریشه شهری هنر فیلمسازی، اهمیت، تعدد، تنوع موضوع و سوژه در شهرها و جذابیتهای بصری فضاهای شهری ( در پاراگرافهای قبلی بیان شد) که امکان روایت داستان در مکان شهر یا ترسیم وقایع و اتفاقات در شهر را برای فیلمسازان افزایش میدهد، موارد دیگری نظیر پیامدهای زندگی صنعتی و ماشینی، از خودبیگانگیهای انسان مدرن، فقر و محدودیتهای ناشی از نظامهای مختلف اقتصادی، ناآزادیها و جنگهای ناشی از نظامهای سیاسی، دوگانگیهای فرهنگی و طبقاتی در جامعه و حتی تهدیدات زیستمحیطی ناشی از بهرهبرداری ناپایدار از منابع کره زمین نیز مطرح هستند که اگرچه از عملکردهای شهری نشات میگیرند اما به شهرها محدود نشده و دامنگیر همه انسانها میشوند و از این رو مورد توجه فیلمسازانی با دغدغههای انسانی هستند. با این تفاسیر میتوان ادعا کرد که ریشهیابی بخش بزرگی از سوژههای زندگی امروز بشر، به شهرنشینی، شهری شدن، شهروندی و پیامدهای آن ختم میشود و بنابراین به این دلیل مجددا بیشتر فیلمها به نوعی فیلم شهری به حساب میآیند.
مشخصههاي فيلم شهري
با این استدلال، تعداد زیادی از فیلمها خواسته یا ناخواسته فیلم شهری هستند و اضافه کردن صفت شهری به همه فیلمها، ضرورتی نداشته و مزیت خاصی را به همراه نمیآورد. شهری بودن یک فیلم زمانی حائز اهمیت است که ویژگی یا مشخصه خاصی را به فیلم اضافه کرده، نگاه فیلمساز به سوژه را متفاوت نموده و یا مخاطب ویژهای را به آن جلب کند. به بیانی دقیقتر در صورتی که فیلمسازان در سه گونه متفاوت و با رعایت شرایط بخصوصی در هدایت فیلم، شهر را دستمایه فعالیت خود قرار دهند محصول آنها، مورد توجه و استفاده مدیران و کارشناسان شهری و البته شهروندان قرار خواهد گرفت و نامیدن آن به نام فیلم شهری، شخصیت ویژهای به آن ميبخشد.
الف- روایت پیشینه، تاریخچه و وقایع، ترسیم نحوه شکلگیری کالبدی و فضایی شهر، حوادث، اتفاقات و نیروهای تاثیرگذار بر آن، روندهای جمعیتی و قومنگاری مهاجران به شهر و حتی ساکنان شهر از گذشته تا به حال با تاکید بر یک شهر مشخص. در خصوص تهران چند وقتی است چنین جریانی فعال است.
ب- ترسیم و توصیف وضعیت فعلی شهر، اعم از محتوای نهفته در فرآیندهای شهری، معضلات، مشکلات شهرنشینی و مدیریت شهری اعم از مشکلات ترافیکی، آلودگی زیست محیطی، پسماندها، عدم مشارکت فعال شهروندی، حقوق و مسئولیتهای متقابل شهروند و مدیریت شهری، معماری و شهرسازی ناهمگون، فرصتها و ظرفیتهای زندگی شهری مانند سرمایه اجتماعی و انسانی ذخیره شده در تعاملات شهری، فرصتهای شغلی و اقتصادی متعدد شهرها، ثبت وقایع و رویدادهای فرهنگی، سیاسی و حتی فعالیتهای روزانه شهر، ترسیم زیباییها و آشفتگیهای مناظر، المانها، مکانها و خیابانهای شهری، دوگانگیها و تضادهای اجتماعی و اعتقادی پیشروی شهرنشینان مانند تضادهای طبقاتی شمال-جنوب شهری و موارد متعدد دیگری از این دست، البته در شهری مشخص و اعلام شده.
ج- افق و آینده پیشروی شهرها. اگرچه یکی از کارکردهای رسانهها و از جمله سینما کارکرد آموزشی و تبلیغی و ترویجی آن است اما انتظار ترسیم روندهای آینده شهری از فیلمسازان چندان امکانپذیر نیست چرا که شهرها سیستمهای عظیم و پیچیده و بازی هستند که تعداد متغیرهای تاثیرگذار بر آن بسیار زیاد بوده و به دلیل ماهیت میانبخشی موضوعات شهری، حتی برای سیاستگذاری، تصمیمگیری و برنامهریزیهای رسمی شهر نیز گروهی از تخصصها و مهارتها مورد نیاز است از این رو با مراجعه به فیلمهای تهیه شده تاکنون نیز میتوان ادعا کرد به غیر از فیلمسازانی که با همان نگاه شهرستیز بیان شده، تباهی شهرها و حتی جهان را پیشبینی میکنند فیلمسازان کمی پا را از توصیف گذشته و حال فراتر گذاشته و آینده شهری را نیز ترسیم کردهاند اما میتوان از فیلمسازان انتظار داشت با نگاهی به معضلات شهری فعلی و با نگاهی گرهگشا و مثبت به روایت داستانهای خود بپردازند. برای مثال ایجاد آشتی میان شهر و روستا، پرداختن به ظرفیتها و فرصتهای زندگی شهری، هویت بخشی به شهروندان و کلانشهرها و حتی خطرات و پیامدهای پیشروی شهرها و شهروندان.
البته قرار گرفتن یک فیلم در این دستهبندی شرط لازم برای شهری دانستن آن است و شرط کافی، صراحت در بیان نام شهری مشخص مثلا تهران در فیلمهای دسته «الف»، استفاده از لوکیشنها و فضاهایی که در صورت شهری نبودن به روایت داستان صدمه بزنند و به تصویر کشیدن فعالیتها و استفاده از ادبیات خاص شهرها، در مورد «ب». به بیانی صریحتر فیلمی که در آن شهر، به عنوان یکی از عوامل اصلی کنشگر وارد تعاملات عناصر فیلم با یکدیگر شود و نقش ویژه خود را بازی کند به طوری که حذف آن، منطق داستان و ادامه فیلم را با مشکل مواجه نماید.
چهارمین جشنواره بین المللی فیلم شهر
چهارمین جشنواره فیلم شهر، با انتخاب شعار " شهر انسانی، انسان شهری"، سعی در جهتدهی به فعالیتهای جشنواره داشته است. بازبینی بیش از 114 عنوان فیلم مستند، داستانی کوتاه و انیمیشن پذیرفته شده در این جشنواره در بخش رقابت موضوعی فیلمها، نشان میدهد که اگرچه بخش اعظمی از فیلمها در دستهبندی سهگانه ما جای نمیگیرند اما سایر فیلمها به نوعی فیلم شهری با ویژگی های اشاره شده به حساب میایند. مانند فیلمهایی که صراحتاً به موضوعاتی شهری نظیر ترافیک، آتشسوزی و خدمات شهری پرداختهاند( نظیر مستند ایستگاه هشت، آداب شهروندی، بازم مدرسهام دیر شد، پانزده دقیقه در تهران، رنگپریدگی ، تصادف، انیمشین تکدیگری و درخت، داستانی در ساعت هشت صبح و ....) و همچنین فیلمهایی که یک خیابان، پروژه و یا فعالیت عمرانی شهرداری را به تصویر کشیدند(مانند مستند تونل در رابطه با تونل توحید، تکیه کَن، چهارسوق ادیان، برج میلاد ، گودبرداری برای مهندسی ناظر ..)و حتی فیلمهایی با نگاه متفاوت به مسائل شهری مانند " این ترافیک دوستداشتنی" و "بامهای زندگی" و "ساعات به انتظار سپری شده". فیلم ساعات به انتظار سپری شده، با ارائه تصاویری از چهره مسافران در وسایل نقلیه، ضمن انتقال حس انتظار، توجه مخاطب را به اتلاف این زمان جلب میکند و مستند این ترافیک دوستداشتنی علاوه بر اشاره به این زمان انتظار با نگاهی طنز، پیشنهاد میکند که ضمن پذیرش این اتلاف وقت، آن را به نحو مناسبتری پر کنیم.
سایر فیلمها مانند موارد متعدد روایت روابط زوجهایی که به یکدیگر خیانت کردهاند و میکنند نه یک معضل شهری، که به معضلی با عمری به اندازه زندگی انسانها در روی زمین اشاره دارد. فیلمهای دیگری نیز به سفارش و تهیهکنندگی موسسه تصویر شهر تهیه شدهاند که از کیفیت هنری و تکنیکی بالاتری برخوردار بوده و با صراحت بیشتری به موضوعات شهری پرداختهاند.
و نهایتاً
در مجموع ادامه برگزاری جشنواره فیلم شهر، حرفهایتر شدن آن، انعکاس رسانهایی بیشتر آن، طرح و افزایش نقدو نظرها و بحثهای کارشناسی و علمی پیرامون فیلم شهری، شناسایی و معرفی استانداردها و ویژگیهای هنری، تکنیکی و محتوایی فیلم شهری با همکاری هنرمندان و کارشناسان مدیریت شهری، مشارکت بیشتر مدیریت شهری و سازمانهای ذیربط در حمایت از فیلمسازان بخشی خصوصی با اولویت ساخت فیلم شهری فرصت مناسبی، برای تعامل دوسویه و مفید فیلم و شهر به حساب میآید.
منابع
Encyclopedia Of The City,R.W. Caves,Routledge,2005
فرهنگ شهرها، لوئیز مامفورد، ترجمه عارف اقوامی مقدم، انتشارات وزارت مسکن و شهرسازی؛ 1385
سایت انسانشناسی و فرهنگ/ http://anthropology.ir
این مطلب را به بهانه حضور در کمیته داوری موضوعی فیلم های چهارمین جشنواره فیلم شهر تهیه نمودم که تحت عنوان "فیلم شهری؛راهی برای ساختن انسان شهری" در شمار ۶۱۹روزنامه تهران امروز،۳۱/۲/۱۳۹۰ به چاپ رسید.